معرفي برخي از مهارتهاي روزنامهنگاري آنلاين محور اصلي اين مقاله است
يك آنلاين ژورناليست در يك سايت خبري كسي است كه تحقيق ميكند، مينويسد، ويراستاري مي كند، مطالب را با عكس غني ميكند، با استفاده از منابع مكمل ايجاد ماخذ ميكند و به مطالب لينك ميدهد تا در اينترنت منتشر شود.
ادامه مطلب
آغاز ثبت نام سي و هشتمين دوره آموزش كوتاه مدت روزنامهنگاري و گرافيك مطبوعاتي
ثبت نام سي و هشتمين دوره آموزش كوتاه مدت رشتههاي روزنامهنگاري و گرافيك مطبوعاتي از 12 مرداد ۱۳۸۷در دفتر مطالعات و توسعه رسانهها آغاز ميشود.
به گزارش روابطعمومي دفتر مطالعات و توسعه رسانهها : دكتر گيتا عليآبادي معاون آموزشي با اعلام اين خبر گفت : كلاسهاي سي و هشتمين دوره آموزش كوتاه مدت اين دو رشته در دو نيمسال تحصيلي به مدت 16 هفته و در قالب 10 واحد دانشگاهي برگزار خواهد شد . در اين دوره از كلاسها در هر ترم تحصيلي 5 درس كاربردي ارائه ميشود. البته درس شيوه فارسي در مطبوعات به عنوان پيش نياز ترم اول رشته روزنامهنگاري در نظر گرفته شده كه گرفتن نمره قبولي در آن اجباري است ولي نمره آن در معدل تأثيري نخواهد داشت .
وي در مورد نحوة پذيرش داوطلبان گفت : پذيرش نهايي داوطلبان بر اساس اولويت ميزان تحصيلات، نوع رشته تحصيلي و سوابق شغلي آنان ، ارائه معرفي نامه ، نمونه كار و موفقيت در مصاحبه حضوري خواهد بود . ميزان تحصيلات در اين دو رشته نيز از اولويت خاصي برخوردار است . به طوري كه داوطلبان رشته گرافيك مطبوعاتي كه در مطبوعات ، روابطعموميها و دفاتر تبليغاتي شاغل هستند حداقل بايد داراي مدرك فوق ديپلم بوده و داوطلبان آزاد نيز داراي مدرك ليسانس و يا دانشجوي دوره كارشناسي باشند .
همچنين براي رشته روزنامهنگاري نيز ميزان تحصيلات براي شاغلان در مطبوعات و روابطعموميها حداقل دانشجوي كارشناسي و براي داوطلبان آزاد ، ليسانس است .
معاون آموزشي خاطر نشان كرد : ارائه معرفي نامه و نمونه كار براي داوطلبان شاغل در مؤسسات مطبوعاتي ، روابطعموميها ، مراكز خبري ، تبليغاتي و چاپ و نشر الزامي است . ميزان شهريه براي هر رشته در هر ترم تحصيلي نيز 60 هزار تومان در نظر گرفته شده كه شاغلان در تحريريه مطبوعات ميتوانند با ارائه معرفينامه و كارت خبرنگاري معتبر از مؤسسه ذيربط از 25% تخفيف ويژه برخوردار شوند .
وي يادآور شد : حداكثر سن داوطلبان براي ثبت نام در هر رشته 45 سال است و به كساني كه دوره را با موفقيت طي كنند گواهي معتبر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعطا خواهد شد .
علاقهمندان و داوطلبان شركت كننده در اين دوره ميتوانند با در دست داشتن مدارك لازم ( كارت ملي ، فتوكپي آخرين مدرك تحصيلي ، ارائه معرفينامه و نمونه كار ) حداكثر تا تاريخ 23/5/87 از ساعت 9 الي 14 براي ثبت نام به واحد آموزش دفتر مطالعات و توسعه رسانهها مراجعه نمايند.
ادامه مطلب

افسانه مردی که رسانهها را میبلعد
روپرت مرداک روز اول می سال 2007 با پیشنهاد 5 میلیارددلاریاش به داوجونز و شرکا، مالکان روزنامه والاستریتژورنال، دومین روزنامه ایالات متحده از نظر تیراژ و مهمترین روزنامه اقتصادی جهان به تیتر اول بسیاری از روزنامههای جهان تبدیل شد. داراییهای جهانی مرداک طیف متنوعی را در برمیگیرد. او در تمام حوزههای رسانهای دستی دارد؛ از ایستگاههای پخش تلویزیون ماهوارهای تا وبسایتهای مشارکت اجتماعی نظیر MySpace و همچنین روزنامه تایمز لندن و انتشارات هارپرکولینزبوک. تا کنون بیشتر شهرت مرداک به دلیل ایجاد چهارمین شبکه تلویزیونی فاکس، مالکیتش بر کانال فاکسنیوز و حضورش در روزنامه پرسروصدا اما زیانده نیویورکپست بوده است. وال استریت ژورنال برنده 33 جایزه پولیتزر را میتوان به عنوان چکیده روزنامهنگاری تشکیلاتی دانست، روزنامهای که به خاطر روزنامهنگاری عمقینگرش مورد ستایش قرار میگیرد و اخبار بخش تجاری آمریکا را پوشش میدهد. جالبتر از همه اینکه با وجود گرایشهای محافظهکارانه سردبیریاش دستکم تا پیش از اینکه توسط مرداک خریداری شود، مشی خبری مستقلی را دنبال میکرد. خانواده بنگرافت که 35درصد سهام داوجونز را در اختیار داشتند و مهمترین مالک آن به شمار میرفتند تاکنون در برابر پیشنهادهای مرداک مقاومت کردهاند، اما داستان همانگونه که انتظار میرفت، پیش نرفت. سئوالی که با این معامله با اهمیت بر ذهن تحلیلگران رسانه نقش میبندد این است که آیا خریدار والاستریتژورنال یک مرداک خوب است که مانند یک تاجر زیرک ارزش مالکیت بر گرانبهاترین جواهر روزنامهنگاری آمریکا را میداند یا یک مرداک بد است که مانند یک مالک فضول عمل میکند و میخواهد رسانههای تحت مالکیت او بازتاب ایدئولوژی او و پیشبرنده اولویتهای تجاریاش باشد؟
ادامه مطلب
| ||
|
|
احمد يحيايی ایله ای
اشاره:
روزنامه نگار حرفه ای و روزنامه نگاری حرفه ای دو مقوله ی در هم تنیده و مکمل یکدیگر به شمار می روند، دو مقوله ای که حرفه ای شدن و حرفه ای گریشان کاملا به هم وابسته است. بطوریکه روزنامه نگاری حرفه ای بدون روزنامه نگار حرفه ای میسر نیست و وجود روزنامه نگاران حرفه ای نیز در یک جامعه ، روزنامه نگاری حرفه ای را توسعه می دهند. این دو مقوله از موضوعات اساسی حرفه روزنامه نگاری در عصر ارتباطات هستند.
روزنامه نگار حرفه ای باید متخصص باشد و روزنامه نگاری حرفه ای باید در خدمت توسعه ی همه جانبه باشد.
- روزنامه نگار کیست؟ یا به چه کسی می توان عنوان ((روزنامه نگار)) داد؟
• وقتی ما صفت روزنامه نگار را برای کسی به کار می بریم به طور طبیعی ذهنمان از فعالان در عرصه ی رسانه ها به سمت فعالان رسانه های مکتوب و به طبع روزنامه ها و بطور خاص روزنامه نگاران در روزنامه های سیاسی معطوف میشود. یعنی وقتی می گوییم فردی روزنامه نگار است ذهن ما به سوي روزنامه نگار سیاسی ميرود. یعنی فرد روزنامه نگار در ذهن اکثریت مردم و حتی در تعریف اغلب متخصصان کسی است که در یک روزنامه سیاسی فعالیت مستمر و مرتبي انجام مي دهد. مابقی روزنامه نگارها در هر سطحي كه کار کنند يا خبرنگار اند یا نویسنده ، لذا بايستي روزنامه نگار را از نويسندگان روزنامه ها تفكيك كنيم.
ادامه مطلب
نویسنده : مصاحبه با : پرفسور کمالی پور 
پروفسوريحيي كماليپور رييس دپارتمان ارتباطات و هنرهاي زيباي دانشگاه پوردو گفت: در دنياي ديجيتال يك فرصت طلايي وجود دارد كه بايد از آن استفاده كرد. در اين فضا ايجاد ارتباط و انتقال اطلاعات كاري آسان شده است اما حجم اطلاعات آنقدر زياد است كه مردم در اين حجم گم ميشوند. در واقع اطلاع رساني با اينترنت بسيار گسترده شده [اينترنت در خدمت اطلاع رساني] و مشكل امروزي غربال اطلاعات [مديريت دادهها: چند مفهوم] است. اعتبار منبع مشكل ديگر اين عرصه است.
ادامه مطلب
نویسنده : يحيي كماليپور، محمدمهدي فرقاني، فريدون صديقي و يونس شكرخواه
گفتوگو با يحيي كماليپور، محمدمهدي فرقاني، فريدون صديقي و يونس شكرخواه درباره روزنامه نگاری در ایران
اگر بخواهيم جايگاه و وضعيت روزنامهنگاري امروز ايران را با معيارهاي استاندارد جهاني بسنجیم يا به بيان ديگر، اگر بخواهيم بدانيم با افقهاي ايدئال روزنامهنگاري چقدر فاصله داريم، بايد مؤلفهها و متغيرهاي زيادي را بشماريم. آموزش روزنامهنگاري در ايران بايد بررسي شود. مهمترين علت انتخاب اين مسئله، افزايش روزافزون دانشجويان روزنامهنگاري و حتي علاقهمندان به روزنامهنگاري در نسل سوم است. علاوه بر این، اقتصاد روزنامهنگاري، دولتي بودن مطبوعات و استقلال روزنامهها، آسيبها و تهديدهايي است كه از زاويه اقتصادي، حرفه روزنامهنگاري را در ايران تهديد ميكند و از دیگر نکاتی است که باید به آن توجه شود. بر اساس آمارموجود، حدود 22هزار نفر به حرفه روزنامهنگاري اشتغال دارند كه 6هزار نفر از آنان در بخش محتوايي روزنامهها (نويسنده، خبرنگار، تحريريه) فعال هستند. از سوي ديگر، تعداد دانشكدههاي روزنامهنگاري نیز افزايش يافته است. اما اين سؤال همچنان مطرح است كه دليل رغبت نسل سوم به تحصيل در اين رشته چيست؟ در چنين فضايي سؤالات گوناگوني مطرح ميشود؛ آيا ما توان و امكانات مطلوب براي اين كار را داريم و آيا نياز جامعه به روزنامهنگاري اينقدر زياد است؟
دكتر کمالیپور: در باب جذب نشدن افراد تحصيلكرده به روزنامهنگاری، علل مختلفي وجود دارد. آموزشهاي تئوريك و عملي از جمله مسائل مهمي است كه در بحث آموزش روزنامهنگاري در ايران اهميت دارد. آموزش روزنامهنگاري در ايران ضعیف است و با چالشهاي زيادي روبهروست. اگر آموزش ارتباطات و روزنامهنگاري در ايران را با كشورهاي پيشرفته مانند آمريكا مقايسه كنيم، متوجه ميشويم كه در آمريكا برای دانشآموزان از دوران دبيرستان، دروس ارتباطات و روزنامهنگاري تدريس ميشود و آنها روزنامه تهيه ميكنند.
ادامه مطلب
شما احتمالا تا بحال از اين سبك براي ارائه مطالب مختلف به مخاطبين مختلف استفاده كرده ايد. اين سبك در دسته بندي مطالب برخي از داستانهاي خبري روش بسيار موثري است ،ابتدا چكيده اي از خبر ارائه مي شود بطوريكه ذهن خواننده كاملا برانگيخته شود. سپس در قسمت هاي بعدي خطوط اصلي داستان مطرح مي شود.
ادامه مطلب
|
آشنايي با مفاهيم عرصه فعاليت معاونت امور مطبوعاتي |
همشهری آنلاین :معاونت امور مطبوعاتي در سال 1369 بهمنظور حمايت، نظارت و هدايت بر فعاليتها و برنامههاي حوزه مطبوعات و تبليغات تأسيس شد.
ادامه مطلب
روزنامه مستقل
همشهری آنلاین روزنامهنگاری- سيد محمد تقي ياسيني:
ما با يك فاصله يكصد و اندي ساله از آغازكنندگان روزنامه، تجربه روزنامهنگاري را آغاز كرديم. اين از بعد زماني و تجربي آن. اما از بعد كيفي و شايد علمي آن، بر اين باورم كه بابي از اين بناي عظيم گشوده نشده است
به عبارت ديگر، ما هنوز درحال تجربهايم و روزنامهنگاري ما روزنامهنگاري تجربي است و نه علمي؛ چيزي مثل دندانپزشك تجربي در مقايسه با دندانپزشك دانشگاه ديده و عضو جامعه علمي و خدماتي بهداشتي كشور.
اساس روزنامهنگاري – چه از بعد كمي و تجربي و چه ساير ابعاد كيفي آن ـ نحوه و روش بهكارگيري سيستماتيك وسايل ارتباط جمعي است، با هدف هدايت جريانهاي سيال اطلاعات و با رويكرد حفظ نظم در درون ساختار كلان و جلوگيري از انتقال بينظمي (entropy) از بيرون ساختار. منظورم از حفظ نظم در درون ساختار و مقابله با بينظميهاي تهديدكننده خارج از ساختار، نگرش مبتني بر بستر تحليلي نظريه سيستمي اطلاعات يا Informationtheory system با تأكيد بر نظريه تعادل يا Balance theory است.
اگر روزنامهنگاري را با رويكرد سيستمي بررسي كنيم، اجزاي سيستم (Sub system) بايد هماهنگ با هم عمل كنند، يا حداقل يك نوع رابطه شبكهاي منظم با هم داشته باشند (Social Networking)؛ چيزي شبيه چرخدندههاي يك ساختار مكانيكي مانند ساعت؛ اگرچه مقدار و جهت حركت يك چرخ در ساختار فوق ممكن است با ساير اجزا همسو نباشد ولي هماهنگ است و در مجموع بين دو عضو يا مجموع اعضا و اجزا، تزاحم و تخريبي صورت نميگيرد. ساختار رسانهاي حاكم بر ژورناليسم كشورهاي توسعهيافته و برخي كشورهاي درحال توسعه نظير هند اينچنين است.
در آمريكاي شمالي – بهعنوان بزرگترين كشور توليدكننده و توزيعكننده اطلاعات كه از ساختاري هماهنگ و يكپارچه بهره ميبرد– شاهديم كه بازار نقدهاي كنترلشده و مخالفخوانيهاي روشنفكرپسندانه رواج دارد.
ستوننويسان، مديران رسانهها و صاحبان رسانه بهخوبي از نياز مخاطبان و گرايش و تمايلات سياسي آنها باخبرند و بر واقعيت جاري سياسي و اجتماعي كشور آگاهي دارند. زنجيرههاي توزيع اطلاعات كاملا شفاف و روشن است و به قول معروف هر سخن براي خودش جايي و مكاني دارد. اينطور نيست كه يك موضوع خطير و حياتي و هشداردهنده در نشريات عامهپسند يا روزنامههاي زرد چاپ شود و تنشآفريني كند. كارگروه يا TeamWork وجود دارد. بنابراين به همين دليل است كه تندترين انتقادها هيچگاه جنبه تخريبي پيدا نميكند و از سوي مسئولان، مهر براندازي نميخورد. باتوجه به اينكه ساختار سرمايهداري بسيار خشك و بيرحم عمل ميكند و بهجاي انعطاف و گذشت، پول حرف اول و آخر را ميزند، ميبينيم كه درگيريهاي منجر به شكايت و تنشهاي مطبوعاتي، كمتر مجال بروز و ظهور پيدا ميكند. دليل اين همكاري مسالمتآميز در عرصه ساختار سرمايهداري، وجود نظارت سازمانهاي بالغ (Mature organization) بر حيطه مطبوعات است.
حالا كه صحبت از سازمانهاي بالغ به ميان آمد، بد نيست كه قدري در اين باره توضيح بدهم. سازمانها را از نظر ميزان انعطاف و بهرهوري در 7 لايه متفاوت تعريف ميكنند؛ لايه اول (پايينترين لايه) اختيار اعضا در حداقل ممكن و تبعيت از مافوق در بالاترين حد. به تعبيري نوعي رابطه پادگاني از بالا به پايين، حاكميت دارد. انسان و عقل در اين ساختار، نقشي مكانيكي دارد؛ اراده انساني در مقابل «بفرموده»ها عاجز و ناتوان است. هدف اصلي در اين ساختار، نه بهرهوري بلكه آمادگي براي لحظههاي احتمالي آينده است؛ مثل تفنگي پر و آماده شليك كه فقط به صاحب آن قوتقلب ميدهد اما اين تشفي خاطر لزوما با توفيق در عرصه واقعي رويارويي، قرين نخواهد بود؛ چراكه نه پشتوانه عقل جمعي دارد و نه مردانه و مردمدوست است. بهقول مولوي:
چون كه مردي نيست خنجرها چه سود
چون نداري دل ندارد سود خود
كافي است كه هدف، استراتژي و روش به اندازه كافي براي اعضا روشن شود تا سازمان هماهنگ و يكپارچه به سوي اهداف از پيش تعيينشده گام بردارد. ساختارهاي مؤثر و كلان نظير آيبيام از اين جملهاند.
يكي از معدود دستاوردهاي اين شركت كه بهصورت كامپيوترهاي شخصي عرضه شده، چنين تحول شگرفي را در زندگي مردم و تجارت جهاني باعث شده است.
از نظر ارزشگذاري، شايد به لايه اول كمترين و به لايه هفتم بالاترين امتياز را بدهيد اما بنا به تحقيقات انجام شده، لايه موسوم به «لايه دوم» مخربترين لايه است؛ اين لايه از نظر ميزان بهرهوري از لايه اول كه ديكتاتوري محض است، بدتر عمل ميكند.
در لايه دوم، مقامات مافوق پس از كسب و جلب نظر و مشاوره با اعضاي سازمان، در نهايت بدون اعمال نظر مشورتدهندگان، رأي متضاد صادر ميكنند. به عبارت ديگر، برخلاف لايهاول كه فقط به «به فسادكشاندن جسم و فيزيك اعضاي سازمان» بسنده ميكرد، لايه دوم انديشه و شخصيت افراد را نيز به تباهي ميكشاند.
شاهد مثال آوردن از غرب و آمريكا، نه به قصد تقديس و تكريم اين ساختار در حال افول است بلكه غرض، نقل و ذكر تجربيات بشري در عرصه روزنامهنگاري است كه در غرب زودتر از ما به وقوع پيوسته و اگر درست تحليل و بررسي شود، ميتواند پس از اصلاحات لازم، به كارمان آيد. جهان غرب هم روزگاري درگير ساختارهاي لايه اوليه و پادگاني و همچنين لايه دوم بود اما توقف آنها در اين لايه دوم در سالهاي 60– 1740 به پايان رسيد.
زماني نويسندگان و منتقدان بزرگي همچون دانيل دفو به جرم انتقاد از شاهزادگان به زندان ميرفتند اما خيلي زود، نگاه تيز و قدرت قلم آنان از سوي عقلاي حاكميت آن زمان كشف و به خوبي به كار گرفته شد. نتيجه اين اقدام بجا، 2 دهه فعاليت بسيار ارزشمند دانيل دفو در قالب توليد و عرضه نشريه دولتي spectator شد. با اين توصيف، روزنامهنگاري را اگر معادل ژورناليسم غربي بگيريم، به تعريف خاص اين حوزه در غرب ميرسيم و اگر به حرفهاي كه در حوزه يوميههاي خبري و ساير ادواريهاي كاغذي در كشور خودمان در جريان است اشاره كنيم، به تعريف ديگر خواهيم رسيد.
روزنامهنگاري غربي شامل اكثر عرصههاي اطلاعرساني اعم از خبرنامهها (New Papers)، ادواريهاي چاپي و همچنين غيرچاپي نظير راديو و تلويزيون داخلي و ماوراي بحار (News Breaking channel) نظير بيبيسي و سيانان ميشود.
امروزه، گردآوري، تحليل و توليد اطلاعات در محيطهاي شبكهاي بينالمللي نيز در رديف مشاغل روزنامهنگاري قرار ميگيرند. اما در كشور ما، اين شغل و حرفه، فناوري اطلاعات (خبري) در حيطه ادواريها تقليل يافته است.
به عبارت ديگر، از بعد لغتشناسي، اگر واژه ژورناليسم را از فارسي به انگليسي برگردانيم، بردارهاي معنايي آن فزوني ميگيرد (Gain) و در برگردان انگليسي به فارسي، تقليل مييابد (Loss).
يكي از بردارهاي معنايي مهم ژورناليسم كه رد پايي از آن در تاريخ مطبوعات ايران ديده نشده، توليد، عرضه و فعال كردن شبكههاي اجتماعي (social Networking) است.
به طور نمونه، شبكه اجتماعياي نظير washington Post corporation، علاوه بر گرههاي اصلي اقتصادي (Captal Node)، ارتباط شبكهاي (tie) با ساير گرههاي سياسي اجتماعي و فرهنگي دارد. اين گرهها در قالب انواع شبكههاي پخش مركزي تلويزيوني، FM راديويي و هفتهنامههاي پرتيراژ و روزنامه خبري واشنگتن پست، اهداف از پيش تعيينشده صاحبان رسانه (Media Owners) را پي ميگيرند.
شبــكههاي اجتــماعي بزرگ نـظـيـر واشنگتنپست و نظاير آن، در 4 گروه عمده شامل گردآوري، تحليل، توليد و توزيع اطلاعات، به صورت درهم تنيده و منسجم عمل ميكنند (integrated Networking). از 4 حوزه عملياتي فوق، فقط نقطه تماس اطلاعاتي با جامعه (توزيع اطلاعات) آشكارا عمل ميكند و مابقي اين ساختار ترجيح ميدهند پنهان باقي بمانند؛ بهخصوص در گرههاي تحليلگر و مرتبط با محافل دانشگاهي و نهادهاي بينالمللي كه تظاهر به بيطرفي سياسي و علمي، شرط ايجاد ارتباط است. گروههاي تحليلگر در 2 گروه متفاوت قرار ميگيرند؛ گروهي كه در سازمان رسانهها و زير نظر مديران رسانه به كار مشغولند. حاصل كار اين گروه، در كار گروهي مشخص، توليد شده و در نشريات تخصصي عرضه ميشود. محصول ديگر اين گروه، مطالب به ظاهر تخصصي و منتقدانه است كه طيف عوام و راديكال را تغذيه ميكند.
متاسفانه اين محصول آخر در بين بخشي از جامعه روشنفكري ما، شيرين به مذاق مينشيند. گروه ديگر موسوم به خوديها (Insiders)، در اتاقهاي فكر (think tanks) و در خدمت صاحبان رسانه به كار گمارده شدهاند. ژورناليستهاي برجستهاي نظير الوين تافلر، ساموئل هانتينگتون و فوكوياما و حتي نوام چامسكي از جمله تحليلگران گروه دوم محسوب ميشوند.
ساخت و هدايت افكار عمومي به سمت شرايط مطلوب، هدف اصلي شبكههاي متحد اجتماعي است؛ به گونهاي كه مزاحمي بين شبكههاي اجتماعي مردمي (توده ساختدار) و شبكه سازمان يافته و تعريفشده توسط صاحبان سرمايه – كه اكنون صاحب انحصاري رسانه شدهاند – شكل نگيرد.
روزنامهنگاري مدرن جايي براي بروز و ظهور تواناييهاي توده ساختدار در عرصه تشكلهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، طبيعي و علمي باقي نگذاشته است. از توده ساختدار در جوامع غربي و متاسفانه در جوامع غربزده، «سوپ الفبا»يي به جاي مانده كه هرروز و هرساعت توسط مستخدمين يقه آبي يا يقه سفيدان شبكهساز به هم زده ميشود تا پيوندي، شكلي و انگارهاي به صورت طبيعي و انساني منعقد نشود.
B.F.Skinner اين وضعيت را در كتاب «روانشناسان درباره روانشناسي» چنين شرح ميدهد:
«دوستي از چين برگشته بود و به من گفت تو آنجا را دوست خواهي داشت زيرا در چين همه تحت كنترل هستند. به او گفتم، به نظر تو در اينجا (آمريكا) جريان از چه قرار است؟ مردم آمريكا دقيقا به اندازه مردم چين زير كنترل هستند اما كنترل در آمريكا به اندازه كنترل در چين آشكار نيست.»
نكته همين است. ما در آمريكا 100درصد زير كنترل هستيم.
اسكينر، مبلغ و تئوريسين «كنترل مثبت» و هدايت توده ساختدار به سمت جامعه مطلوب، ترجيح ميدهد تقويت كنندها (Reimforcements)ي مثبت را بر «بردههاي شاد» اعمال ميكند و حتيالامكان به «بردههاي آگاه» بفهماند كه آرمانهاي موهوم و مزاحم فردي يا گروهي در قبال منافع كلان نظام، قابل چشمپوشي است. (والدن 2)
در آرمانشهر اسيكنر (آمريكا)، آگاهي (knowledge) فردي و گروهي در برابر آگاهي سازمان يافته و كلان (Imtelligentsia) رنگ ميبازد و زماني كه ضرورت ايجاب كند، بزرگاني چون فوكوياما و هانتينگتون و 58 تن ديگر از اعضاي برجسته شبكه اجتماعي ژورناليسم آمريكايي، حاضرند آگاهي و اشتهار خود را در مسلخ منافع احتمالي حمله آمريكا به افغانستان، عراق و ايران قرباني كنند و جنگ صليبي رئيس جمهور بوش را مهر تأييد بزنند.
پشتگرمي مقامات آمريكايي به ژورناليسم مقتدر اين كشور به حدي است كه اخيرا جورجبوش، در اقدامي عجولانه، علت آتشسوزي كاليفرنيا را به احمدينژاد – رئيسجمهور ايران – نسبت داد و اميدوار بود تا اين موضعگيري همچون يازدهم سپتامبر توسط نيروهاي ژورنايسم پشتيباني و تقويت شود اما به واسطه تقليل بيسابقه محبوبيت رئيسجمهور آمريكا، موضوع پس از پوشش مختصر از جريان اخبار خارج شد. آنچه امروز به عنوان ژورناليسم در آمريكا در جريان است، كنش سازمان يافته عقل محوري است با هدف رشد و شكوفايي «انسان از برون هدايت شده»؛ به قول ماكس وبر «انسان عقلايي اقتصادي» و نه انسان «خودياب» و از درون هدايت شده. در چنين ساختاري، تمام احزاب و گروهها و به دنبال آنها تمام مردم، در بعد رشد و شكوفايي اقتصادي (our Intrests) متحد و متفقاند. نظام رسمي و دولتي - هر چند مقدس و درخور احترام – حضوري بسيار كمرنگ دارد.
اطلاعرساني دولتي در درون مرزهاي آمريكاي شمالي محدود به تنها شبكه راديويي National Public Raidio) fNPR) ميشود و خدمات تلويزيوني دولتي – كه زيرمجموعهاي از وزارت خارجه آمريكاست– اجازه پخش درونمرزي ندارد و هيچيك از شهروندان نيز مجاز به دريافت مستقيم و ماهوارهاي شبكههاي تلويزيوني دولتي نيستند؛ مگر در مواردي خاص و محدود و مشروط به كسب مجوز از اداره جريان آزاد اطلاعات (Free Flow of information).
شبكههاي دولتي برونمرزي عبارتند از: Voice of America)VOA) كه پروژه جريان آزاد اطلاعات در سطح بينالمللي را پوشش ميدهد و شبكه C-Spanكه جلسات كميسيونهاي مجلسين آمريكا را جهت اطلاع دفاتر آمريكا در خارج از كشور پخش ميكند.برنامههاي شبكه خبري جهاني سيانان و اروپايي بيبيسي نيز در آمريكا قابل دريافت نيست.
محدوديتهاي حاكم بر اطلاعرساني دولتي در آمريكا و قدرت بلامنازع رسانه غيردولتي از نظر تاثيرگذاري بر تصميمات دولتي و مواضع رئيسجمهور (CNN efect) نشان ميدهد كه مستقلبودن رسانه و روزنامه هميشه مترادف با نقد ساختار رسمي و دولتي (در كشورهاي درحال توسعه) يا نقد ساختار غيررسمي قدرت (آمريكا) نيست بلكه استقلال و پرهيز از شركت در سياستهاي عوامفريبانه است؛ خواه عوامفريبي با روش گسل اطلاعات غيرضروري (Disinformation) سبك آمريكايي باشد يا تبليغات دولتي به سبك تزريق اطلاعات غلط (Mis information) در بستر انحصار دولتي؛ چراكه در هر دو حال مردم وجهالمصالحه منافع دولتي يا حزبي و ساختاري قرار ميگيرند. بشر، در عصر اطلاعات و در آستانه مسموميت اطلاعاتي (Information overdose) نه به انواع اطلاعات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و طبيعي متلون و متبلور بلكه بيش از هر چيز و پيش از هر چيز به آگاهي و توان تحليل اطلاعات نيازمند است و اين فهم ميسر نميشود مگر در بستر صبر و بردباري و خويشتنداري و پرهيز از منافع آني گروهي روزنامهنگاران و صاحبان رسانه.
روزنامه نگاري و اخلاق
همشهری آنلاین ر ترجمه محسن ايماني:
اين نكته مهم است كه يك گروه (هر گروهي كه باشد، به ويژه گروهي كه مسئوليتهايش به اندازه مسئوليتهاي روزنامهنگاران مهم است) مسئله اخلاق را براي خود مطرح كند و بكوشد فلسفه وجودي (deontologie) خود را تبيين كند.
البته اين نقش بر عهده جامعهشناس گذاشته شده است؛ جامعهشناسي كه با ورود به بحث اخلاق گاه خود را به مثابه دشمن لذتها جلوه ميدهد. بايد خاطرنشان كنم كه اخلاق بيريشهاي كه اساسش اعمال حقيقي نباشد، تنها به اين كار ميآيد كه فردا از آن براي خودتوجيهي – اگر نگوييم خودفريبي– استفاده كند. اغلب، اخلاق اين اثر را دارد كه به يك گروه اجازه ميدهد يك وجدان خوب براي خود تعريف كند و بكوشد چهره خوبي از خود ارائه دهد. به همين دليل است كه بايد درباره انحراف از مسائلي كه چندان به وجدان و اراده وابسته نيستند ولي حل آنها منوط به اثربخشي مكانيسمهاي اجتماعي است، هشدار داد. وجدان و اراده، 2 پيشفرض همه مكاتب اخلاقي است.
نقش علوم اجتماعي، يادآوري وجود اين مكانيسمهاست؛ نه براي نااميد كردن وجدانها و ارادهها بلكه برعكس براي اينكه به وجدانها و ارادهها آزادي بيشتري نسبت به آزادي اين مكانيسمها داده شود. هر حرفهاي يك جهانبيني حرفهاي و يك ظاهر كم و بيش آرماني و نمادين توليد ميكند. در مورد گروه روزنامهنگاران هم به همين ترتيب است. به اعتقاد من، حرفه جامعهشناس، كمك كردن - تا حد توان - به اين كار است. با اين وصف، هميشه اينطور نيست كه افرادي كه خود را جامعهشناس مينامند، از حرفه خود آگاهي داشته باشند. هستند جامعهشناساني كه به علت اشتغال به كار روزنامهنگاري، تصويري را كه خود دوست دارند داشته باشند، به روزنامهنگاران نسبت ميدهند. البته اين تصوير اندكي اصلاح شده و حال و هواي عالمانهاي گرفته است. جامعهشناسي، آنطور كه من استنباط كرده و در محيط دانشگاهي به كار ميبرم – كه البته به مزاج برخي ناخوشايند است – بايد به جاي اكتفا كردن به ثبت گفتمانهاي گروهها درباره اعمالشان و دادن تأييديه علمي به آنها، اين گفتمانها را در معرض نقد ذهني قرار دهد. يكي از نخستين تلاشها ميتواند تحليل گفتمانهاي روزنامهنگارها درباره خودشان و نيز تحليل گفتمانهاي برخي جامعهشناسان درباره روزنامهنگاران باشد.
اين ترديد فلسفي – اگر نگوييم شك عميق– در باب ابراز عقايد اخلاقي، بدين معني نيست كه هيچ چيز ممكن نيست ولي اين مهم است كه بر اساس آموزه قديمي رواقيگري، بين آنچه به ما وابسته است و آنچه به ما وابسته نيست، تمايز قائل شويم؛ بدين منظور كه به افراد، مسئوليتهاي خارج از حد محول نشود. به جاي صحبت از اخلاق و يادآوري آن به وجدانها و ارادهها، ميتوان از گروه خواست كه شرايطي را مهيا كند كه در آن، به اعضا فرصت داده شود رفتاري اخلاقمدار داشته باشند.
در اينجا براي توجيه اين تغيير زبان و چشمانداز، به ماكياول رجوع ميكنم كه ميگفت جمهوري، رژيمي است كه در آن فضيلت به نفع شهروندان است زيرا در چنين رژيمي، فضيلت شانس بيشتري دارد كه از آن قدرداني شود. در تكميل و تصحيح سخن ماكياول، بايد به ارسطو اشاره كرد كه ميگويد: «فضيلت، نياز به يك آرامش خاص دارد».
خلاصه اينكه بايد به شرايط اجتماعي (و اقتصادي) مثبت و منفي، و عمل به اخلاق توجه داشته باشيم و اگر واقعا طالب رفتارهاي اخلاقي دلخواه هستيم، بايد به موعظه و نصيحت اكتفا نكنيم و همت گماريم كه شرايط اقتصادي و اجتماعي خاصي به وجود آيد كه در آن موعظه اخلاقي اثربخش باشد. بايد تلاش كنيم كه در بطن نظم عمومي، شرايط امكان يك فضيلت مدني را ايجاد كنيم. براي اين كار، روزنامهنگاري يكي از بهترين گزينههاست؛ زيرا روزنامهنگاري در مقوله خدمات عمومي ميگنجد. تنها پرسش اين است كه بدانيم چه كنيم تا روزنامهنگارها – چه به استقبال فضيلت بروند يا خير – سودي در توجه به فضيلت در حرفه خود داشته باشند و خدمات عمومياي را كه خود ارائه ميدهند، به مثابه يك خدمت واقعي به خلق بپندارند به جاي اينكه خدمت خود (روزنامهنگاري) را تا حد پيروي ساده از عامه، بازار و قانون تقليل دهند. ميتوان به سمت فرمولي رفت كه به عمل نزديكتر است؛ چطور ميتوان به تقويت قواعد مولدي كه ما را به سوي فضيلت سوق ميدهند، پرداخت و قواعد منحرف و بيفضليتي را – كه ما را به سمت اشتباه و خطا ميخوانند – تضعيف كرد؟ پيش از آنكه به بحث اصول عملي بپردازم، چند نكته تئوريك را يادآوري ميكنم كه براي متقاعد كردن مردم نسبت به اينكه ميتوان درباره روزنامهنگاري با زباني غير از زبان انتقاد و محاكمه صحبت كرد، ضروري به نظر ميرسند. روزنامهنگارها، بسيار زودرنج و حساساند و تحليل را نسبتا بهسختي تحمل ميكنند (يقينا به اين دليل كه محفل روزنامهنگارها، محفلي است كه همزمان قوي، شكننده، ضعيف و مورد تهديد است). هيچ محفلي وجود ندارد كه دوست داشته باشد زير ذرهبين باشد.
به جامعهشناس نگاه بدي ميشود؛ زيرا چيزهايي ميگويد كه افراد نميخواهند بدانند (و نه فقط چيزهايي كه دانستن آنها به دليل محرمانه و مخفي بودنشان دشوار است؛ مانند آنچه روزنامهنگاران خوب انجام ميدهند).
به همين دليل است كه من اين واهمه را دارم كه كتابم درست درك نشود. جهان روزنامهنگاري، چيزي است كه من آن را يك ميدان نسبتا مستقل مينامم؛ يعني يك عرصه بازي كه در آن افراد مطابق قواعد خاصي- يا دقيقتر بگويم قانونمنديهاي ويژهاي- نقش ايفا ميكنند. البته قانونمنديهاي ويژه بيشتر به عرصه بازي عملي مربوط ميشود كه در آن افراد سعي دارند خود را برتر و پيشرو نشان دهند. اگر روزنامهنگار و فيزيكدان ـ كه در ظاهر كاملا از هم متفاوتاند ـ در اين نقطه اشتراك دارند كه بايد اول باشند (در اعلام يك خبر يا يك كشف جديد)، در عرصه علمي، نظارت بر ابزاري كه ميتوانند به پيروزي كمك كنند، سختگيرانه است. عرصه علم خيلي بهتر محافظت ميشود و بنابراين خيلي بهتر در برابر خطا و اشتباه مقاومت ميكند. بازي روزنامهنگاري، منطق خاص خود را دارد كه باعث ميشود ما اعمال يك روزنامهنگار را زماني كاملا درك كنيم كه كارهاي او را در يك فضاي روزنامهنگاري ـ يعني كليه روابطي كه وي را به ديگر روزنامهنگاران متصل ميكند ـ قرار دهيم. ميتوان يك نمونه از اين اثرات را زماني مشاهده كرد كه يكي از اجزاي رسانهها ـ كه وزنهاي محسوب ميشود ـ به موضوعي بپردازد كه در اين صورت ساير اجزا نيز مجبورند از آن موضوع حرف بزنند.
يك نمونه از اين اثرات را همچنين ميتوان در اين امر مشاهده كرد كه ساختار عرصه روزنامهنگاري با ورود تلويزيون عميقا تغيير كرده است. اثرات اين تغيير را حتي ميتوان در مستقلترين حوزههاي اين عرصه (مثل روزنامه لوموند) احساس كرد.
يكي از مهمترين ويژگيهاي بارز روزنامهنگاري، استقلال كمرنگ آن است (در مقايسه با عرصه علمي)؛ بدين مفهوم كه روزنامهنگاري قويا از نيروهاي خارجي پيروي ميكند. براي مثال اين نيروها توسط منبع خبر، سياست و... اعمال ميشوند.
ساختار عرصه روزنامهنگاري مانند اكثر عرصههاي توليد فرهنگي (براي مثال عرصه هنري از زمان انقلاب امپرسيونيستي) حول تضاد بين «ناب» و «تجاري» شكل گرفته است.
با ظهور تلويزيون، استقلال روزنامه و روزنامهنگاران كمتر شد و تلويزيون تا جايي پيش رفت كه دستور كار روزنامهها را نيز تعيين ميكرد. اختصاص فضاي زياد به تلويزيون و برنامههايش در روزنامهها قابل تامل است.
با مجهز شدن به اين تحليل، ميتوان با تلاش در راه تقويت نيروهاي بافضيلت، ميل جمعي به فضيلت را افزايش داد. منظور از نيروهاي بافضيلت، مكانيسمهايي هستند كه احترام به قواعد بنيادين بازي را ـ به منظور تقويت جنبه خاص بودن و اثربخشي اين قواعد از طريق تقويت استقلال اين عرصه روزنامهنگاري ـ مشخصا در ارتباط با تلويزيون تحميل ميكنند.
ناگفته پيداست كه همه روزنامهنگاران از اين تقويت استقلال بهرهاي نميبرند. همهچيز حاكي از آن است كه ميل به حركت در جهت تقويت استقلال از قدرتهاي خارجي به ميزان استقلال روزنامهنگاران مختلف بستگي دارد.
به طور كلي، جهان روزنامهنگاري استقلال نسبتا كمي دارد و هر فعاليتي براي ايجاد شرايط مساعد فضيلت در درون منطق داخلي محفل، تكيهگاههاي كمي پيدا خواهد كرد؛ سانسورهاي خارجي (با درجات مختلف براساس موقعيت آنها) از سانسورهاي داخلي بسيار قويترند كه به واسطه احترام به قواعد و ارزشهاي استقلال، تحميل ميشوند. سانسورهاي خارجي به راحتي به تهديد تبديل ميشود و به عدم امنيت شغلي ارتباط دارد كه روزنامهنگاران جوان را در برابر 2 انتخاب قرار ميدهد؛ كناررفتن سريع از عرصه يا آمادهشدن براي پذيرش ضربات. روزنامهنگار يا ميپذيرد كه از بايدها و نبايدهاي روزنامهنگاري عدول كند و ضربهپذير شود يا اينكه سر تعظيم فرود ميآورد.
براي اينكه وزن سانسورهاي داخلي نسبت به سانسورهاي بيروني تقويت شود، روزنامهنگاران بايد نسبت به ايجاد يك نهاد موثر كه قضاوت منتقدانه داشته و قادر باشد مشروعيت خاص خود را مطرح كند، اهتمام ورزند.
بايد يك نهاد رسيدگي به ورود افراد به اين حرفه طراحي شود؛ نهادي كه قادر باشد اين عرصه را در برابر ورود افرادي كه قواعد بازي را قبول ندارند، حفظ كند. اين كافي نيست كه روزنامهنگاران را وادار به اداي سوگند كنيم، بلكه لازم است آنها خودشان آمادگي رعايت موثر قواعد را داشته باشند. مستقلترين عرصهها – مانند عرصه رياضيدانان – كمتر توسط نهادهايي از نوع «نظم حرفهاي» هدايت ميشوند. آنچه موجب تعجب ميشود تمايل محافل روزنامهنگاري است به ايجاد رسواييهاي خاص و اعمالي كه نقض آشكار قواعد رسمي اين شغلاند. بايد عملكردهاي اجتماعي اينگونه از «قانون محفل» را كه مانع از حمله به رقبا ميشود تحليل كرد. بنا به دلايلي – كه من به خوبي متوجه نميشوم – عرصه روزنامهنگاري نقد دوطرفه را رد ميكند. اين نقد در عرصههاي ديگر توليد فرهنگي به كار ميرود و اصولا همه پيشرفتهاي علم، هنر و ادبيات بر آن متكي است. روزنامهها يك پنجاهم اطلاعاتي را كه درباره رقباي خود دارند، چاپ نميكنند و بسيار نادر است كه محفل روزنامهنگاري بحثهايي را ايجاد كند كه به نظر من، موجب افزايش استقلال بشوند. شايد از دل چنين بحث و جدلهايي يك وجودشناسي عملي واقعي بيرون بيايد. گاهي پيش ميآيد كه يك روزنامه مطلبي را بگويد كه بسياري از روزنامهنگاران ميدانند ولي در موقعيتي نيستند كه آنرا افشا كنند.
بنابراين نميتوان انتظار تقويت پايدار اخلاق روزنامهنگاري را داشت. البته اينطور نيست كه اين موضوع فقط درمورد روزنامهنگارها صدق كند. هنرمندان، نويسندگان و دانشمندان و حتي سياسيون و نيز همه شهروندان، از تقويت شرايط اجتماعي فضيلت روزنامهنگاري منتفع هستند. باتوجه به اهميت بالاي روزنامهنگاري در همه عرصههاي تخصصي (حقوق، امر قضا، پزشكي و فرهنگ)، عرصه روزنامهنگاري اين امكان را دارد كه همه چيزهايي را كه از خارج به آن تحميل ميشوند، به همه عرصهها تحميل كند.براي مثال، من به نقد ميانديشم كه استقلالش يكي از شرايط اصلي استقلال جهان توليد فرهنگي است (ادبيات، هنر، علم و غيره). فقط يك آگاهي عميق نسبت به مكانيسمهاي اين استقلال است كه عرصه روزنامهنگاري را به سوي گذر از محدوديتها – بدون درهمشكستن اخلاق- سوق ميدهد. علم جامعهشناسي بدون اينكه بخواهد گروههاي اجتماعي را در زمينه جبري محصور كند، ابزاري را ارائه ميدهد كه به ما كمك ميكنند تا حدي از اين زمينه جبري خلاص شويم. به عبارت ديگر، جامعهشناسي به دور از نااميدكردن روزنامهنگارها – زيرا آگاهي را ارتقا ميدهد - شانس رها شدن از محدوديتها را بالا ميبرد. حال اين بر عهده روزنامهنگار است كه بايد طوري از محدوديتها بيرون بيايد كه متهم به زيرپاگذاشتن اخلاق نشود
آيا وبلاگ مي تواند منبع خبر و مرجع روزنامه نگاران براي تهيه گزارش و مقاله باشد. در اين مورد به تحقيقي برخوردم كه بد نيست شما هم سر بزنید..
بخشي از سوالات و نتايج كه در جولاي ۲۰۰۷ توسط Fusion PR در آمريكا انجام شد به اين قرارند.رسانه هاي تعاملي و اجتماعي چه تاثيري بر استانداردهاي روزنامه نگاري و روزنامه نگاري در عمل دارند؟چگونه اين فن آوريها بر نوشتن گزارشهاي خبري و ستون ها تاثير گذاشته است؟وبلاگها و ديگر رسانه هاي جديد چه كمكهايي به كار حرفه اي آنها مي كنند؟ايا آنها از وبلاگها به عنوان منبع استفاده مي كنند؟
حدود ۱۲ درصد يعني ۱۱۰۰ نفر از ۹۳۰۰ نفر از روزنامه نگاران آمريكايي در سطوح مختلف (سردبير، دبير، گزارشگر، ستون نويس، گزارش گر ارشد و غيرو) پرسشنامه ۱۷ سوالي اين تحقيق را پر كردند.گوشه اي از نتايج اين تحقيق تا آنجا كه به اين تحقيق مربوط مي شود به شرح زير است:۷۸ درصد وبلاگ مي خوانند.۴۹ درصد يك تا سه وبلاگ مي خوانند و چند با ر در هفته several times به وبلاگها سر مي زنند.۳۱ درصد بلاگرها را به عنوان يك منبع معتبر قبول دارند.۳۵ درصد خودشان وبلاگ دارند.۶۷ درصد در مقاله شان از وبلاگ نقل قول مي كنند. اغلب ترجيح مي دهند كه اطلاعات را از طريق اي ميل از شركتها و آژانس ها دريافت كنند.اغلب روزنامه نگاران براي تحقيقاتشان در نوشتن مقالات، وب سايتها را مهم ارزيابي مي كنند. استفاده از پادكست به اين منظور در رتبه پاييني قرار دارد. در اين خصوص، اكثرشان نسبت به وبلاگها بي طرف هستنداگرچه بلاگرها از سوي اكثريت روزنامه نگاران با احتياط محترم شمرده شدند اما نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه وبلاگها تا حد زيادي منابع معتبري براي مقاله نويسي شمرده مي شوند و از آنها در مقالات استفاده مي شود
|
روزنامهها و وبلاگ |
|
|
همشهری آنلاین: ترجمه يونس شكرخواه
روزنامهها و وبلاگها دارند به يكديگر نزديكتر ميشوند. روزنامهها دارند به مخاطبان خود وبلاگ ميدهند و سپس از نوشتههاي آنان براي رسانه چاپي خود استفاده ميكنند. اين مقاله كه توسط Regine Bonsch نوشته شده نگاهي دارد به تحولات جهاني در اين زمينه، به استفاده روزنامهها از وبلاگها. خوانندگان به مثابه فكرسازان |
دفتر مطالعات و توسعه رسانهها كارگاههاي آموزش روزنامهنگاري را در چهاردهمين نمايشگاه مطبوعات برگزار ميكند.
به گزارش روابط عمومي دفتر مطالعات و توسعه رسانهها، اين دفتر به منظور ارتقاء دانش روزنامهنگاري و بهرهگيري از امكانات فراگيري در امر آموزش اين علم، كارگاههاي مختلف آموزش روزنامهنگاري را در حاشيه چهاردهمين نمايشگاه مطبوعات براي عموم علاقهمندان و دستاندركاران اين حرفه برگزار ميكند.
روابط عمومي دفتر همچنين اعلام كرد: برنامه درسي اين كارگاهها از روز پنجشنبه 17/8/86 در سالن غدير مركز آفرينشهاي فرهنگي و هنري آغاز ميشود و تا روز دوشنبه 21/8/86 ادامه خواهد يافت.
قابل ذكر است: در اين كلاسهاي آموزشي استادان مطرح و باتجربهاي چون آقايان: رضائيان، صديقي، عباسزاده، مختاريان و عباسي به تدريس در زمينه مباحثي چون خبر، روزنامهنگاري ديواري، روابط عمومي و تبليغات، چاپ و صفحهآرايي و عكاسي خبري خواهند پرداخت.
به منظور آگاهي از چگونگي برنامههاي درسي كارگاههاي آموزشي روزنامهنگاري، جدول برنامههاي درسي اين كلاسها از سوي روابط عمومي به شرح زير اعلام شده است.
گفتني است: شركت در اين كلاسها براي عموم علاقهمندان آزاد است
آيا با رسانه هاي جديد ژورناليسم نابود مي شود؟ كاملا متحول مي شود؟ چقدر؟ هاوارد اونز Howard Owens از “۱۲ كاري كه روزنامه نگاران مي توانند انجام دهند براي اينكه روزنامه نگاري را حفظ كنند” گفته است. نكته هاي او در واقع توصيه به توجه به رسانه هاي جديد است. اين روزنامه نگار آن لاين به صراحت به سردبيران و روزنامه نگاران توصيه مي كند كه بيشتر به وب گرايش پيدا كنند.
مي دانم كه ما هنوز شركتهاي رسانه اي حرفه اي و رقابت رسانه اي و … نداريم واقعا ولي بهرحال رسانه هاي جديد و گرايش به ان لاين در جامعه ما هم جدي است و اصحاب رسانه ما هم جا دارد اين توصيه ها را جدي بگيرند.
- بلاگر شويد. او مي گويد “اين به اين معني نيست كه يك وبلاگ را شروع كنيد اما اين هم ايده بدي نيست. آنچه كه مهمتر است اين است كه يك بلاگ خوان حريص باشيد. بلاگ خواندن بايد يك كار روتين روزانه هر روزنامه نگار باشد. آنها بايد هر وبلاگي كه در حوزه كاريشان هست را بخوانند.” - توليد كننده بشويد. “دوربين ديجيتالي برداريد و فراتر از متن به توليد محتواي صوتي و تصويري بپردازيد.” - شما هم مشاركت كنيد. “هنگامي كه وبلاگ مي خوانيد كامنت بگذاريد. اگر سايت روزنامه شما به گونه اي است كه مي توان براي اخبار و گزارشهايش كامنت گذاشت. حتما كامنتهايش را بخوانيد و نظر شخصي تان را هم اضافه كنيد.”
- به ادبيات و زبان وب مسلط شويد. “شما بايد بدانيد كه فلش Flash چيست و فرقش با آژاكس AJAX چيست و HTML, RSS, XML, IP, HTTP و FTP به چه معناست.”
بقيه توصيه ها را اینجا بخوانيد
روزنامهها و وبلاگ
همشهری آنلاین - ترجمه يونس شكرخواه
روزنامهها و وبلاگها دارند به يكديگر نزديكتر ميشوند. روزنامهها دارند به مخاطبان خود وبلاگ ميدهند و سپس از نوشتههاي آنان براي رسانه چاپي خود استفاده ميكنند.
اين مقاله كه توسط Regine Bonsch نوشته شده نگاهي دارد به تحولات جهاني در اين زمينه، به استفاده روزنامهها از وبلاگها.
ادامه مطلب
منبع:وبلاگ دکتر شکرخواه
خبري را كه در پست زير دادم ترجمه كردم. اين هم متن كامل كه فكر ميكنم براي روزنامهنگاري آنلاين موضوع مهمي است:
سبك نوشتاري الماس خبري (news diamond) دارد جاي سبك خبر نويسي هرم وارونه (inverted pyramid) را در خبر نويسي آنلاين ميگيرد. اين شيوه خبر نويسي با دو خصيصه وب كاملا سازگار است: سرعت و عمق.
فرايند نوشتن در اتاقهاي خبر بر پايه اين دو قدرت بازنگري خواهند شد.
پاول برادشاو(Paul Bradshaw) ميگويد رسانههاي نوين از يك سو اجازه نشر سريعتر خبرها را ميدهند (تلويزيون و راديو، بعد موبايل و ايميل و حالا موبلاگها يا همان وبلاگهاي موبايل پايه) و از سوي ديگر وب رسانهاي كامل براي روزنامهنگاري است كه بطور بالقوه عميقتر و گستردهتر از شاهان سابق محتوا و تحليل؛ يعني روزنامهها و مجلات است.
بنابراين او فرايند جديد نوشتن در دنياي آنلاين را با تاكيد بر دو عنصر سرعت و عمق اين چنين به تصوير ميكشد: [براي ديدن نمودار بزرگتر بر روي آن كليك كنيد]
هشدار(Alert): همين كه خبر به وقوع ميپيوندد، روزنامهنگار يك هشدار براي دبير ميفرستد. مشتركان موبايلي و ايميلي اخبار يا آنهايي كه از خبرخوانها استفاده ميكنند؛ به سرعت در جريان خبر قرار ميگيرند. اين روند هشدار در عين حال با انتساب مالكيت خبر به اعلام كننده اوليه آن همراه است.
نسخه اوليه (Draft): گام دوم به يك پست وبلاگي بيشتر شبيه است تا به يك مطلب چاپي يا راديو و تلويزيوني. نسخه اوليه در حمايت از هشداري كه داده شده است مثل گزارشهاي خبرگزاريها به ارائه نامها، مكانها، جزئيات و منابع ميپردازد و هر چه جزئيات بيشتري به دست ميآيد؛ آپديت ميشود. نقش مهم نسخه اوليه اين است كه خوانندگان هشدار را به سايت بكشاند؛ اما در عينحال به اطلاع رساني در فضاي وبلاگها هم ادامه ميدهد.
مطلب / بسته (Article / Package): اين مرحله در واقع بين سرعت و عمق قرار دارد، تقريبا حال و هواي يك مطلب كلاسيك روزنامهاي را دارد و شبيه مطالب 3 دقيقهاي راديو و تلويزيون است (مي بينيد كه روزنامهنگاري آنلاين كماكان نميتواند خودش را از دست بستههاي سنتي خبري نجات دهد). قضاوت در اين باره كه آيا چنين مطلبي در ابديت اينترنت اصلا از اهميت برخوردار است يا نه؛ نكتهاي مهم است.
بافت (Context): مطلب آنلاين ميشود و با توجه به بافت [يا همان فضاي حاكم بر خبر] توسط تعداد فراواني از لينك چه لينكهاي داخلي و چه لينكهاي خارجي آپديت ميشود. در اين مرحله منبع خبر به يك پورتال منبع تبديل ميشود.
تحليل / بازتاب (Analysis / Reflection): بعد از خبر نوبت تحليل ميرسد. در فضاي آنلاين؛ اين امر به اين معناست كه هر واكنشي در هر كجاي فضاي بلاگها رخ ميدهد؛ جمع آوري شود- به ويژه از طريق وبلاگها و فرومهاي خودتان و منابع مطلع و كساني كه خبر به آنها مربوط بوده است- افرادي كه خبر را پوشش ميدهند ممكن است تجارب خودشان را در وبلاگهايشان منتشر كنند. پادكستها هم در اينجا جزو منابعي به شمار ميآيند كه در اين موارد بحث به پا ميكنند.
حالت تعاملي (Interactivity): اين مرحله ممكن است به منابع فراواني نياز داشته باشد؛ اما ميتواند در عين حال كاربر را هم درگير موضوع كند و به گونهاي اطلاع رساني كند كه ساير رسانهها قادر به آن نيستند. يك فروم يا فلش اينتراكتيو (Flash interactive) و يا يك ويكي (wiki) ميتواند "دنباله بلندي " بسازد كه كاربران را تا مدتها پس از توليد خبر به دنبال خود بكشاند.
شخصيسازي (Customization): اين حالت در واقع اتوماتيك سازي از سوي روزنامههاست. يعني ارائه سرويسهاي پايهاي مشتركان؛ مثل آپديت ايميلي و مبتني بر آر اس اس درباره مطلب.
اتكا به نيازهاي اجتماعي (انطباق با علائق جديد ساير خوانندگاني كه خبر را خواندهاند) و روزنامهنگاري مبتني بر ديتابيس (database-driven journalism) – كه در آن بسياري از موارد بر حسب متا تگها همگرا ميشوند و يا مواردي كه ديتابيس ميتواند در اختيار محيط ارتباطي كاربر قرار دهد - مطرح است.
و بالاخره اينكه به فرهنگي هم نياز هست كه به تخقق چنين امكاناتي باور داشته باشد.
پاول برادشاو ميگويد الماس خبري ميكوشد تا تغيير يك محصول قرن نوزدهمي (خبر) به يك محصول قرن بيست و يكمي را به تصوير بكشد: روزنامهنگاري مدام گوينده (iterative journalism) در رسانههاي نوين؛ اينكه خبر تا ابد "ناتمام" است.
روزنامهنگاری - همشهريآنلاين - يونس شكرخواه:
اصطلاح روزنامه نگاري زرد عبارتي است كه در غرب از آن تحت عنوان Yellow Joumallsm ياد ميكنند
روند تولد چنين نشرياتي، با نشريات شهر نيويورك در دهه 1890 آغاز شد. شايد بتوان گفت اصليترين نشريهاي كه بنيان روزنامهنگاري زرد را از نظر جذب مخاطب و نه محتواي آن پايهريزي كرد، نيويورك سان (New York Sun) بود
اين نشريه در سال 1883 متولد شد. نيويورك سان نشريهاي بود با قيمت «يك پني» و در واقع ارزان بودنش سبب فروش زياد آن شد. از سوي ديگر نيويورك سان بنيانگذار دورهاي از نشريات است كه در غرب به آنها نشريات يك پني (penny press) گفته ميشود.
نشريات يك پني هم تقريباً مانند روزنامهنگاري زرد به ميدان وارد شدند. نشريات يك پني تيترهاي بسيار درشتي داشتند و اين تيترهاي درشت به اين دليل استفاده ميشد كه شايد در آن مقطع فكر ميكردند حتي يك پني هم براي خريد نشريات زياد است، بنابراين آنها را روي ديوارهاي شهر نصب ميكردند تا رهگذران بتوانندتيترها را راحت بخوانند و يا حتي اگر دليجاني از خيابان ميگذشت، سرنشينان آن بتوانند از موضوع روز مطلع شوند.
نشريات يك پني در واقع روزنامههايي كاملاً مردمي بودند كه خبر را براي مردم توليد ميكردند. اما در قرن نوزدهم چرخشي در اين پديده به وجود ميآيد و روزنامهنگاري از توليد خبر براي مردم به سمت توليد خبر براي بازار كشانده ميشود.
دوران بعد از نشريه سان:
در سال 1896 ژوزف پوليترز (1847-1991) (Joseph Pulitzer) معروف نشريهاي را منتشر ميكرد به نام New York World كه با هر شيوهاي تلاش ميكرد تا تعداد مخاطبانش را بالا برده و تيتراژش را افزايش دهد و طبعاً در اين ابزارها خشونت و سكس حرف اول را ميزد.
در همين دوران ويليام راندولف هرست (1863-1951) (William Randolph Hearst) هم نشريهاي را منتشر ميكرد به نام نيويورك مورنينگ ژورنال (New York Morning Journal). اين نشريه با نشريه پوليترز به رقابت پرداخت و جنگ اين دو نشريه بر سر تيتراژ آغاز شد.
اما چرا روزنامهنگاري زرد؟
به دليل اين كه ابتدا پوليترز در نشريه خودش يك شخصيت كارتوني خلق كرد كه به آن اصطلاحاً Yellow Kid (بچه زرد) ميگفتند. پس از ظهور اين شخصيت در نشريه پوليترز ، هرست هم بلافاصله به يك كاريكاتوريست سفارش يك شخصيت مشابه را داد و در واقع به اين ترتيب بود كه پديده بچه زرد متولد و مظهر درگيري اين دو روزنامه وسپس نماد روزنامهنگاري جنجالي شد.
سپس رقابت آغاز شد و ضميمههاي رنگي و عكسهاي بزرگ و تيترهاي درشت ابزار اين مبارزه شد و آرامآرام Yellow Kid سمبل يك نوع روزنامهنگاري شد كه به روزنامهنگاري زرد [يك ميزگرد درباره روزنامهنگاري زرد] شهرت يافت.
متن حاضر حاصل یادداشت برداری در کلاس دکتر یونس شکرخواه است
در نگاهی کلی ما با سه ماژول سر و کار داریم :
۱- ماژول News Gathering یا جمع آوری اخبار :
در دنیای واقعی Real World حوادث بیشماری در هر لحظه در اطراف ما رخ می دهند . مانند حوادث طبیعی (سیل ، زلزله ، صاعقه و ...) ، حوادث ناشی از دخالت انسان (جنگ ، خشونت ، رقابتهای انتخاباتی و ... ) و همچنین رویدادهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی . در این گام ما به عنوان خبرنگار و یک دست اندرکار رسانه باید از میان n رویداد که هر روز رخ می دهند تعدادی را بر اساس معیارهایی (ارزشهای خبری) برگزینیم. بنابر این می توان گفت ما در این ماژول از Real World وارد Media World می شویم و در واقع رویدادها را رسانه ای می کنیم. این Mediaها سه گروهند :
الف - Printed Media - رسانه های چاپی مانند روزنامه و مجله
ب - Electronic Media رسانه های الکترونیکی مانند رادیو و تلویزیون
ج - Digital Media مانند انواع حافظه ها ، سی دی ، فلاپی و کول دیسک
۳- News Processing یا پردازش اخبار ، در این مرحله رویدادهای منتخب شده ، توسط سردبیران پردازش می شوند.
۳- ماژول News Distribution یا توزیع و انتشار اخبار :
در همه انواع مدیاها که تاکنون مطرح شد ، کاری که صورت می گیرد عبارت است از انتقال (Carrier) محتوا (Content) . این Carrierها بر حسب نوع Media متفاوتند . پس در این جا با ماژول توزیع سر و کار داریم.
در Printed Media مرکب (جوهر) نقش Carrier را بر عهده دارد . در Electronic Media سیگنال ها و در Digital Media صفر و یک (۰۱) این نقش را بر عهده دارند. نکته مهم دیگر این است که این محتوا باید به سطح Currency یا رواج برسد.
جوهره بحث ما این است که می خواهیم طی فرآیندی در Digital Media همه محتواها (شامل متن ، صدا و تصویر) را به صفر و یک تبدیل کنیم زیرا شیوه Digital بر خلاف دیگر Mediaها قابلیت مدیریت بیشتری دارد
. یک بحث واژگانی
سه واژه روزنامه نگاری الکترونیک ، روزنامه نگاری دیجیتال و روزنامه نگاری سایبر به عنوان واژه هایی معادل با روزنامه نگاری آنلاین ، به کار می روند. در این جا توجه به دو نکته مهم است :
نخست اینکه : واژه روزنامه نگاری ، خود ترکیبی نابجاست که از فرط تکرار و در نتیجه رواج در حوزه ادبیات ارتباطاتی ایران ، چاره از به کار بردن آن نداریم.
دوم اینکه : سه واژه معادلی فوق که برای روزنامه نگاری آنلاین ، مطرح می شوند ، هیچ کدام بیان کننده حوزه معنایی این تخصص ، نیستند . دلایل آن به شرح زیر است :
Eletronic Journalism واژه الکترونیک در علم ارتباطات به وسایل ارتباط جمعی رادیو و تلویزیون اشاره می کند. بنابر این واژه ای مناسب برای انتقال مفهوم روزنامه نگاری آنلاین به شمار نمی رود.
Digital Journalism دیجیتال کردن در واقع اشاره به فرآیندی است که در آن محتواهای گوناگون به صفر و یک تبدیل می شود. بنابر این دیجیتال نوعی مدیا به شمار می رود مانند سی دی ها ، فلاپی دیسک ، کول دیسک و ... که هر کدام می توانند شامل محتویات مکتوب ، صدا و تصویر باشند. بنابر این این واژه برای انتقال مفهوم روزنامه نگاری آنلاین مناسب نیست زیرا تا زمانی که حوزه دیجیتال به انتشار عمومی نرسیده باشد به کار بردن آن برای بیان مفهوم نوعی از روزنامه نگاری (!) نادرست است .
نکته : بسیاری گمان می کنند که محتوای رسانه های چاپی (یعنی مرکب) و همچنین سیگنال را بدون هیچ تغییری می توانند دیجیتال و آنلاین شوند (بر روی وب قرار بگیرند) . اما این گونه نیست و آنلاین ژورنالیسم ، قواعد و شکل ویژه ای برای ارایه محتوا دارد.
Cyber Journalism سایبر ژورنالیسم ،شکل پیشرفته آنلاین ژورنالیسم است .
نوربرت وینر Norbert Wiener ، به عنوان پدر علم سایبرنتیک معتقد بود میان انسان - انسان ، ماشین - ماشین و انسان - ماشین روابطی وجود دارد . این روابط با دو اصطلاح فید و فیدبک مشخص می شوند. به عقیده وینر جهان هستی آمیزه ای از پس فرست های پایان ناپذیر است .
بر اساس منطق سایبر ، هرچه روزنامه سایبرتر شود ، تلاش کاربر (مخاطب) به سمت صفر میل می کند. به این معنی که مخاطب با سهولت و سرعت به اطلاعات مورد علاقه اش دست می یابد . در این جا سیستم ، بیشترین نقش را بر عهده دارد.
برای نزدیک شدن ذهن به مفهوم سایبر ، می توان به عنوان مثال به امکانات برخی از خدمات دهندگان ایمیل اشاره کرد . در این نوع خدمات می توان پیام هایی را ذخیره کرد که در مقابل نامه های ارسالی (فید) بتوانند بازخورد مناسب (فید بک) را بدون دخالت انسان ، ارسال کنند. مثلا زمانی که شما در سفر به سر می برید ، ماشین می تواند به صورت اتوماتیک ، چنین جوابی به نامه های الکترونیکی شما بدهد : من مسافرت رفته ام و به وب دسترسی ندارم یک هفته دیگر به نامه شما پاسخ خواهم داد !
برای آشنایی بیشتر این مقالات را مطالعه کنید :
مهارتهای روزنامه نگاری آنلاین - همشهری آنلاین - ترجمه سالومه ابطحی
روزنامه نگاری آنلاین ، انتظارات و واقعیتها - همشهری آنلاین - ترجمه معصومه کیهانی
شیوه نامه : اخلاق و روزنامه نگاری آنلاین - همشهری آنلاین - ترجمه امید پارسانژاد

