بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
از همه اونایی که این مدت با وجود همه ی کم توجهی های ما به این صفحات بی زبون، صبورانه اومدن سر زدن و پیام های دلگرم کننده حتی گاهی تهدید آمیز گذاشتن تا شاید ما به خودمون بیایم واقعا سپاس گذارم.
اما قصه ی این همه غیبت بنده و خواهر بانو، بعد از همه ی شیطنت ها و پشت گوش انداختن ها شاید یه چیزی مثل بهونه ی ترافیک تهران برای دیر رسیدن به همه ی قرار هاست.
به همگی قول می دم نه ماجرای عاشقانه ای پیش اومده و نه خدایی نکرده ناخوشی، فقط یکم دل خور بودم از همه ی دنیا. کمی هوای حوصله ابری بود همین اما بعد از همه ی فراز و نشیب های این روزها کمی آروم شدم مثل خانم های متشخص چند روزی هست که تا ۱۰ می خوابم و بعد از صبحانه کمی مطالعه و اونوقت وب گردی گاهی هم عصر ها تو پارک پشت خونه قدم می زنم به قول یکی از دوستام: "اگه دختر افلاکی و عرش نشین گاهی هم فرش نشین بشه بد نیست"
این روزهای دم انتخاباتی همه بچه درگیر ستاد هستند و گوشی مدام زنگ می خوره این وری ها قسم می خورن که اون وری شدم و اون وری ها دارن از تعجب شاخ در میارن که هیچ خبر جدیدی از انتخابات ندارم!
این روزها راستی یه تئاتر خوب هم دیدم همین
اما می خوام این روزها رو حسابی قدر بدونم و کلی اینجا رو سر و سامون بدم در ضمن ماهم سبزیم!
امیدوارم ۲۲خرداد کل ایران سبز سبز باشه.
یا علی مددی
