77- برای تهیه اخبار ابتکاری از کدام روش ها می توان استفاده کرد؟
1- تشابه ،تعارض و تغافل
2- تعارض ، تعمیم و تصمیم
3- تشابه ، تعارض و تعمیم
4- تعمیم ،تعارض و تغافل
72- در نقدها و ستون های شخصی مطبوعات ، کدام عامل برجسته تر است؟
1- توازن
2- عینیت
3- ارایه حقیقت
4- من روزنامه نگار
73- برای تدوین خبر جلسات و مصوبه های مراکز تصمیم گیری از چه نوع لید نویسی استفاده می شود؟
1- استنباطی
2- پرسشی
3- فهرستی
4- نقل قول
74- خبرنگاران توپ گیر به چه خبرنگارانی گفته می شود؟
1- توپ جمع کن
2- خبرنگاران فعال
3- خبرنگاران غیر فعال
4- خبرنگاران دور از صحنه
75- مهمترین موانع و مشکلات انتشار خبر کدامند؟
1- ممنوعیت های قانونی، کمبود جا و وقت،ناآگاهی خبرنگاران
2- کمبود جا و وقت ، ممنوعیت های قانونی ، سانسور، فقدان وسایل انتقال اخبار
3- مصالح عمومی ، ممنوعیت های قانونی، فشارهای سیاسی اقتصادی اجتماعی و حرفه ای ، کمبود جا و وقت
4- ممنوعیت های قانونی، فشارهای سیاسی اقتصادی اجتماعی و حرفه ای ،کمبود یا فقدان وسایل انتقال اخبار
76- ذکر جزئیات در کدام یک از سبک های زیر کاربرد بیشتری دارد؟
1- سرمقاله
2- گزارش
3- مصاحبه
4- نقد و تفسیر
77- در روزنامه نگاری الکترونی ، برخی روزنامه ها ، نیم صفحه اول روزنامه چاپی خود را به صورت تصویری و بقیه صفحه ها را به صورت فوق نوشتاری با قابلیت جستجو ارایه می دهند.این روش چه نامیده می شود؟
1- تصویری
2- ترکیبی
3-پرینت
4- متنی
78- نام دیگر "شبه روزنامه نگاری " چیست؟
1- روزنامه نگاری غیر مردمی
2- روزنامه نگاری زیر زمینی
3- روزنامه نگاری دیواری
4- روزنامه نگاری نوین
79- روزنامه نگاری افشاگرانه بیشتر به کدام سبک اطلاق می شود؟
1- گزارش های اجتماعی
2- گزارش های تحقیقی
3- گزارش های خبری
4- گزارش های عمقی
80- در مواردی که میان منابع خبری در مورد یک رویداد اختلاف نظر وجود داشته باشد ، از کدام سبک تنظیم خبر استفاده می شود؟
1- تاریخی
2- تاریخی همراه با لید
3- تشریحی
4- هرم وارونه
81- مهم ترین مرحله انجام یک مصاحبه کدام است؟
1- ایجاد ارتباط با مصاحبه شونده
2- تحقیق پیش از مصاحبه
3- کنترل مصاحبه شونده
4- تنظیم مصاحبه
82- خبر نویسی الکترونیک از کدام قواعد پیروی می کند؟
1- قواعد خبر نویسی مدرن
2- قواعد خبر نویسی پست مدرن
3- قواعد خبر نویسی رونامه های الکترونی
4- قواعد خبر نویسی روزنامه های سنتی
83- تحقیق برای انجام مصاحبه عمقی در چه مرحله ای صورت می گیرد؟
1- هنگام تنظیم مصاحبه
2- پیش از مصاحبه
3- پس از واقعه
4- در محل رویداد
84- کدام یک از عبارت های خبری زیر صحیح است؟
1- رئیس جمهور وراد شیراز شد و استاندار فارس از ایشان استقبال کرد.
2- رئیس جمهور با نمایندگان مجلس دیدار و با آنان به گفتگو پرداخت.
3- رئیس جمهور وارد شیراز شده و استاندار فارس از ایشان استقبال کرد.
4- رزمندگان حزب ا... یکی از روستاهای اشغالی که 7 سال در اشغال دشمن بود را آزاد کردند.
85- کدام سبک نگارش پر از پیچیدگی و مغلق گویی است ؟
1- رسانه ای
2- مدرنیسم
3- پست مدرنیسم
4- مینی مالیسم
86- تیتر " تهدید البرادعی درباره نقش و وظیفه ایران در استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی " چه نوع تیتری است؟
1- استنباطی
2- اقناعی
3- تشریحی
4- غیر متعارف
87- در اخبار تلویزیون استفاده از کارهای گرافیکی ، اسلاید ، حرکات رایانه ای و دوربین چه نامیده می شود؟
1- انسجام تکنیکی
2- انسجام تصویر
3- جلوه های صوتی
4- جلوه های تصویری
88- به گفتار متن خبر تلویزیونی که با ساختار خبر متفاوت است ، چه می گویند؟
1- افکت
2- پلاتو
3- پلان
4- نریشن
89- در خبر " پیرمردترین مرد ایران در سن 116 سالگی همچنان سرزنده است." کدام یک از ارزش های خبری برجسته شده است؟
1- دربرگیری
2- استثناها و شگفتی
3- مجاورت
4- شهرت
90- تهیه گزارش در زمان برگزاری یک واقعه مانند انتخابات جزو کدام یک از گزارش ها به شمار می رود؟
1- تحقیقی
2- توصیفی
3- خبری
4- گزارش از محل
91- در خبر " به دلیل مصرف بی رویه شهروندان ، بنزین از اوایل سال آینده جیره بندی می شود" کدام یک از عناصر خبری برجسته شده است؟
1- چه
2- چرا
3- چگونه
4- کی
92- یکی از اصول مهم تیتر نویسی آن است که ----
1- از متن خبر استخراج شود
2- از لید خبر استخراج شود
3- قبل از تنظیم خبر نوشته شود
4- از نتیجه خبر در پایان مطلب استخراج شود.
93- برای آنکه خواننده مطالب روزنامه به فهم و ادراک معانی مورد نظر خبرنگار پی ببرد.......
1- ادبی می نویسیم
2- خلاصه نویسی می کنیم
3- از تخیل استفاده می کنیم
4- از بد نویسی و مجهول نویسی پرهیز می کنیم
94- بهترین روش در مصاحبه مطبوعاتی آن است که .....
1- هدایت شده باشد
2- هدایت نشده باشد
3- ترکیبی از هدایت شده و آزاد باشد
4- فاقد روش باشد
95- اگر رویدادی مربوط به گذشته و آینده باشد ،افعال تیتر با چه زمانی مشخص می شوند؟
1- حال ساده ، آینده
2- مضارع اخباری ، آینده
3- ماضی نقلی ، ماضی مطلق
4- ماضی مطلق ، مضارع اخباری
96- در مصاحبه با شخصیت های مهم و برجسته باید.....
1- ابتدا از سوال های ساده شروع کرد
2- سوالها به ترتیب اهمیت مطرح شوند
3- در مورد نحوه شروع مصاحبه با مصاحبه شونده به توافق رسید.
4-با سوال های مورد علاقه مصاحبه شونده شروع کرد و سپس به سوال های مهم رسید.
97- مصاحبه یک منتقد سینما با یک کارگردان سینما چه نوع مصاحبه ای است؟
1- بسته
2- تشریحی
3- سطحی
4- عمقی
98- تفاوت اصلی میان نثر ادبی و نثر روزنامه ای کدام است؟
1- شفافیت یا عدم شفافیت
2- تعداد افعال مجهول
3- تعداد واژگان
4- زمان افعال
99-لید زیر چه نوع لید خبری است؟
" پرنده کوچولوی دریایی پرواز بوئینگ غول پیکر را در بندر عباس مختل کرد"
1- عادی
2-غیرعادی
3- تشریحی
4- متعارض
100– مصاحبه مطبوعاتی :
1- انتشار پیام است
2- سوال و جواب است
3- یک کنش ارتباطی است
4- یک تعامل شخصی است
101- در مطبوعات برای جلب توجه خوانندگان از چه عاملی استفاده می شود؟
1- لید
2- رنگ
3- خبر
4- تیتر
102- مطبوعات در اروپا به ترتیب دوره های استبدادی ، ...... و ....... را پشت سر گذارده اند.
1- تجاری – آزاد
2- دولتی – آزاد
3- آزاد – تجاری
4- آزاد – انقلابی
103- سوالات تهاجمی در مصاحبه باید .....
1- در آغاز مصاحبه مطرح شوند
2- در پایان مصاحبه مطرح شوند
3- پس از طرح چند سوال کلی و آرام مطرح شوند
4- بر اساس ارزیابی مصاحبه کننده از فضای مصاحبه مطرح شوند.
104- کدام یک از سبک های نگارش ،نگاهبان زبان معیار در جامعه است؟
1- سبک نگارش دانشجویان
2- سبک نگارش در ادبیات
3- سبک نگارش استادان و طلاب
4- سبک نگارش در مطبوعات و رادیو – تلویزیون
105- "تاکت" در مصاحبه به کدام معناست؟
1- موقعیت شناسی مصاحبه شونده
2- استفاده مصاحبه کننده از فرصت ها
3- پیش بینی سوالهای اساسی مصاحبه از قبل
4- اجتناب مصاحبه کننده از ایجاد تهدید در جریان مصاحبه
106- " شهرهای بالای 300 هزار نفر جمعیت از مراکز اورژانس اجتماعی برخوردار می شوند" در این خبر بر کدام ارزش های خبری تاکید شده است؟
1- تازگی
2- مجاورت
3- استثنا و شگفتی
4- بزرگی ،تعداد و مقدار
107- موافقت با دیدن متن آماده شده مصاحبه قبل از انتشار توسط مصاحبه شونده .......
1- برای تقویت رابطه مصاحبه کننده با او جایز است
2- در مصاحبه های فوری و تلفنی اشکالی ندارد
3- در مصاحبه های عمقی بلا مانع است
4- اساسا جایز نیست
108- کدام تیتر برای خب رمناسب است؟
1- در تصادف جاده رشت ،5 نفر مجروح شدند
2- 120000 نفر وام ازدواج درخواست کرده اند
3- در تصادف جاده قم 4 نفر کشته و مجروح شدند
4- 120 نفر به اتهام سرقت دستگیر شده اند
109- " زنان یک سوم استفاده کنندگان از آمار و اطلاعات شبکه اینترنت را به خود اختصاص دادند." در این خبر کدام یک از ارزش های خبری برجسته شده است؟
1- ارزش تازگی
2- ارزش تضاد
3- ارزش دربرگیری
4- ارزش مجاورت
110- توجه به حواشی و ارتباطات غیر کلامی در کدام نوع از مصاحبه ها ضروری است؟
1- هدایت شده
2- خبری و تفسیری
3- عمقی و شخصیت پرداز
4- مصاحبه با شخصیت های سیاسی و علمی
تست های درس مبانی ارتباطات آزمون سال ۸۶
31- در مدل فرآیند کنترل اجتماعی و شکل گیری آگاهی ، گزینش افتراقی جزو کدام دسته از تاثیرات رسانه ها به شمار می رود؟
1- نخستین
2- دومین
3- سومین
4- نهایی
32- مدل ارتباطی چهار مرحله ای آگاهی ، ترغیب ،تصمیم و تایید مربوط به کیست؟
1- آندروش
2- بارن لوند
3- نوئل نیومن
4- راجرز و شومیکر
33- در مورد نظریه شکاف آگاهی کدام عبارت صحیح است؟
1- رسانه های چاپی بیشتر احتمال دارد که بر شکاف آگاهی بیفزایند.
2- انگیزه و مطلوبیت اطلاعات بر جستجو و یادگیری آن اثری ندارد.
3- شواهد زیادی نشان دهنده قابلیت تلویزیون برای کاستن از شکاف آگاهی است.
4- از نظر تیکنور و همکاران او ،جمعیت دارای پایگاه اجتماعی اقتصادی پایین کاملا بی خبر می ماند.
34- نظریه انگیزش حمایتی جاذبه ترس و تغییر نگرش بر اساس سه متغیر کلیدی احتمال پیشامد واقعه ، اهمیت وحجم آسیب احتمالی و کارآیی یک واکنش حفاظتی با کدام نظریه مطابقت می کند؟
1- یادگیری هاولند
2- کارکردی کاتز
3- سازگاری فستینگر
4- انتظار ارزش آجزن و فیشبین
35- در مدل دیالکتیکی فرآیند توسعه ، نقش موثر ارتباطات در توسعه عبارتند از :
1- رشد کارافزارهای ارتباطی، افزایش همگرایی و تکثر سیاسی
2- کاهش فاصله میان پیشرفت های سریع فناوری های ارتباطی و توسعه نهادهای ارتباطی
3- تامین رفاه در چرخه اقتصادی، گسترش مشارکت در چرخه سیاسی و افزایش همگرایی در چرخه اجتماعی
4- تحقق تکثر در چرخه سیاسی ، توانایی انطباق در چرخه اقتصادی ،دستیابی به نوآوری در چرخه ارتباطی
36-از نظر کاستلز "فرهنگ مجاز واقعی " بر کدام مجموعه از رخدادهای ارتباطی متکی است؟
1- یکپارچگی ارتباطات الکترونیک ، پایان عصر مخاطبان انبوه و ظهور شبکه های تعاملی
2- یکپارچگی ارتباطات الکترونیک، تداوم عصر مخاطبان انبوه و ظهور شبکه های تعاملی
3- تمرکز نظام ارتباطات جمعی، تجزیه مخاطبان انبوه و ظهور شبکه های ارتباطات بین المللی
4- پیدایش ارتباطات راه دور ، پیدایش عصر مخاطبان گسترده و ظهور شبکه ارتباطات مجازی
37- روایت های اصلی رویکرد ایده آلیسم (تاثیر رسانه و فرهنگ بر دگرگونی اجتماعی)چیست؟
1- اشاعه فرهنگی ، نشر نوآوری ها ، نوگرایی و کثرت گرایی
2-تحولات ارزشی ، کنش ارتباطی ،مطالعات فرهنگی و پست مدرنیسم
3- دگرگونی ارزش های فردی ، جبر گرایی تکنولوژیک ، نظریه کاشت و امپریالیسم فرهنگی
4- دگرگونی ارزش های فردی ، رسانه به مثابه موتور دگرگونی ، نظریه انتقادی و جهانی شدن
38- کدام نظریه در نقطه مقابل نظریه برجسته سازی قرار دارد؟
1- تزریق زیر پوستی
2- استفاده و خشنودی
3- کاشت
4- گلوله جادویی
39- گزاره " با رفع هر نیاز ، نیازی دیگر مطرح می شود که باید توسط رسانه رفع شود" در کدام نظریه آمده است؟
1- موزائیکی
2- وابستگی مخاطبان
3- نیازجویی و بهره مندی
4- دو یا چند مرحله ای ارتباطات
40- اصطلاح "سیاه چاله های سرمایه داری اطلاعاتی" از کیست؟
1- آلوین تافلر
2- هربرت شیلر
3- کاستلز
4- کارل نورد نسترنگ
41- کدام فرضیه با نظریه استفاده و خشنودی مطابقت ندارد؟
1- انگیزه های گوناگونی برای استفاده از رسانه وجود دارد.
2- افراد مخاطب بر اساس نیاز خود به رسانه از آن استفاده می کنند.
3- افراد مخاطب بنا به دلایلی که فرستنده در نظر دارد به پیام ها روی می آورند.
4- افراد مخاطب بر اساس تصور خود از خشنودکنندگی ارتباط به آن روی می آورند.
42- ابداع مفهوم "افکار عمومی" را به کدام شخص نسبت می دهند؟
1- چارلز کولی
2- شکسپیر
3- والتر لیپمن
4- ژان ژاک روسو
43- دو جهانی شدن ها یعنی چه؟
1- داشتن تمایلات دو گانه در جهان
2- جهانی شدن در فضای خیالی و در فضای واقعی
3- جهانی شدن در زمین و جهانی شدن در سایر سیارات
4- جهانی شدن در جهان واقعی و در فضای مجازی
44- کدام یک از موارد زیر جزو استثناهای آزادی مطبوعات نیست؟
1- زمان جنگ
2- نزاع های قومی
3- حکومت نظامی
4- حالت فوق العاده
45- رابطه هویت های همزمان با هم چیست؟
1- هویت های متفاوت صرفا کنار هم قرار می گیرند.
2- رابطه تکاملی بین آنها برقرار است.
3- لزوما در تضاد با یکدیگر قرار دارند.
4- لزوما در تضاد با یکدیگر قرار ندارند.
46- نظام تنبیهی انتشار مطبوعات در کدام دسته از کشورها اعمال می شود؟
1- کشورهای آنگلوساکسون
2- کشورهای دارای نظام آزادی گرا
3- کشورهای دارای نظام اقتدارگرا
4- کشورهای دارای نظام کمونیستی
47- مهمترین گام برای درک معنای مورد نظر در یک تصویر ، توجه به ------ است.
1- ترکیب بندی
2- رنگ آمیزی
3- موضوع تصویر
4- نماد شناسی
48- مزیت غیر شخصی بودن و یکنواخت بودن پیام های ارتباطات جمعی چیست؟
1- زیبا شدن شکل و فرمت پیام ها
2- خارج شدن پیام از انحصار اشخاص خاص
3- انتشار اخبار به منظور آگاهی عده زیادی از افراد
4- انتقال پیام واحد به تعداد بسیار زیادی از افراد بدون تغییر ودگرگونی محتوای پیام
49- منظور از "هایپر لینک" بودن چیست؟
1- فضای تند شده
2- فضای غیر واقعی
3- ارتباط با فضای دیگر
4- ارتباط همزمان با همه فضاها
50- مفهوم عقلانیت ابزاری از هابر ماس با کدام الگوی روابط عمومی که گرونیک و هانت تدوین کرده اند، تطبیق می کند؟
1- الگوی تبلیغ
2- الگوی اطلاع عمومی
3- الگوی دو سویه همسنگ
4- الگوی دو سویه ناهمسنگ
51- ضرورت طبقه بندی جرایم مطبوعاتی در کدام یک از قوانین مطبوعاتی ایران مورد توجه قرار گرفته است؟
1- قانون مطبوعات دکتر محمد مصدق
2- قانون مصوب 1326 هجری قمری
3- قانون مطبوعات مصوب 1364 هجری شمسی
4- قانون مطبوعات مصوب 1379 هجری شمسی
52- مطرح کننده اسطوره های پنجگانه فردگرایی ، بی طرفی، طبیعت ثابت بشری ،تکثر رسانه ای و فقدان مبارزه و کشمکش طبقاتی واجتماعی در نقد جامعه غرب کیست؟
1- آرمان ماتلار
2- گرامشی
3- شیلر
4-کارل نورد نسترنگ
53- در برنامه تحقیقی فاست، مشخص شد که از طریق ترکیب چشم ، پلک و گوش به خوبی می توان کدام پیام را دریافت کرد؟
1- ترس
2- تعجب
3- غم
4- شادی
54- کدام روش برای تشخیص تصاویر اصلی در فیلم های سینمایی موثر است؟
1- توجه به روایت و گفتگوها
2- رابطه بین تصاویر اصلی و فرعی
3- ربط عنوان فیلمبا صحنه های مرتبط
4- توجه به مدت زمان هر تصویر
55- در حوزه تکنولوژی های نوین ارتباطی ، اصطلاح "اتنوترونیک ها" (Ethnotronics) به کدام تکنولوژی اطلاق می شود؟
1- شخصی
2- رایانه
3- ماهواره
4- آنالوگ
56- جمله "چیزی به نام توده وجودندارد .آنچه وجود دارد فقط راههای مشاهده مردم به عنوان توده است." از کیست؟
1- استوارت هال
2- مک کوئیل
3- ریموند ویلیامز
4- کاتزو بلامر
57- کدامیک از نقش های زیر درنظریه هارولد لاسول مربوط به ساخت و کارکرد ارتباطات نیست؟
1- آموزشی
2- تبلیغاتی
3- خبر
4- راهنمایی
58- گونه های رمز گشایی گفتمان تلویزیونی از دیدگاه استوارت هال کدامند؟
1- کامل ، ناقص و شبه کامل
2- همدلانه ، مبتکرانه و متضاد
3- هژمونیک، توافقی و متضاد
4- هژمونیک ، همدلانه و رهایی بخش
59- کدامیک از پدیده های زیر با دوران پیدایی انسان "دگرراهبر" در نظریه رایزمن همراه است؟
1- ظهور فردگرایی در جوامع
2- ظهور وسایل ارتباط جمعی
3- حکومت سنت ها بررفتار انسانی
4- کاهش همگنی در عمل انسانی
60- اصطلاح "راهنماهای خصوصی " برای آنچه که در درونتفسیر کننده وجود دارد ،از سوی چه کسی مطرح شده است؟
1- برن لوند
2- شرام
3- مک نلی
4- وستلی
61- کدام یک از انواع نگرش به ارتباطات و توسعه بر اقتصاد سیاسی مبتنی است؟
1- نگرش سوداگرا
2- نگرش واقع گرا
3- نگرش علت ومعلولی
4- نگرش ساختارگرا
62- مکتب فرانکفورت نیروی آزادی بخش را به کدام دسته از هنرها نسبت می دهد؟
1- 1- هنرهای بزرگ
2- هنر صنایع فرهنگی
3- هنر عامه یا فولکلور
4- هنرهای عانه پسند
63- کوشش برای گسترش یک نظام اعتقادی ،فکری و دکترین در کدام یک از مفاهیم زیر بازتاب می یابد؟
1- آگهی های بازرگانی
2- آگهی های خدمت عمومی
3- انتشارات
4- پروپاگاندا
64-فلسفه اینترنت چیست؟
1- ایجاد فضای تکاملی
2- وصل کردن انسان به همه جهان
3- رها کردن انسان از قید زمان و مکان
4- رها کردن انسان از قید ارزش های بومی
65- نظریه های ضمنی که درک آنها از حوادث را در یک چارچوب قرار می دهد و به پردازش اطلاعات جذب شده کمک می کند ، چه نامیده می شود؟
1- گزینش پیام
2- فراپیام
3-ئنظریه های پوشیده
4- نظریه های فراعلمی
66- خالی که برخی زنان هندی روی پیشانی خود می گذارند، چیست؟
1- یک نشانه تصویری
2- فقط یک سنت آرایش در هند
3- جایگزین یک نشانه طبیعی
4- یک نشانه قراردادی حاکی از آنکه ازدواج کرده اند
67-نظریه استفاده و خشنودی با کدامیک از انواع مخاطب رابطه دارد؟
1- اتفاقی
2- عام
3- فعال
4- هدف
68- کدام گزینه به روش تحلیل نشانه شناختی مربوط نمی شود؟
1- تحلیل محتوی
2- تحلیل همنشینی
3- تحلیل همزمانی
4- تحلیل جانشینی
69- کدام یک از نظریه های هنجاری رسانه ها ، با اندیشه پست مدرنیسم ، مبنی بر نفی روایت های کلان از یک سو و تمایل به تکثر فرهنگی از سوی دیگر مرتبط است؟
1- مطبوعات اقتدارگرا
2- مسئولیت اجتماعی
3- مشارکت دموکراتیک
4- مطبوعات آزاد
70- در نظریه گوستاو لوبون ، کدام یک از عوامل زیر در پیدایی عقاید جدید مکطرح نیست؟
1- صنعتی شدن
2- رشد قدرت توده ها
3- طرح عقاید متنوع در مطبوعات
4- از دست رفتن آموزش های کهن
|
|
|
|
|
رهبران افکار یه چه معنا است و توسط چه کسی مطرح شد؟ |
روزنامه مستقل
همشهری آنلاین روزنامهنگاری- سيد محمد تقي ياسيني:
ما با يك فاصله يكصد و اندي ساله از آغازكنندگان روزنامه، تجربه روزنامهنگاري را آغاز كرديم. اين از بعد زماني و تجربي آن. اما از بعد كيفي و شايد علمي آن، بر اين باورم كه بابي از اين بناي عظيم گشوده نشده است
به عبارت ديگر، ما هنوز درحال تجربهايم و روزنامهنگاري ما روزنامهنگاري تجربي است و نه علمي؛ چيزي مثل دندانپزشك تجربي در مقايسه با دندانپزشك دانشگاه ديده و عضو جامعه علمي و خدماتي بهداشتي كشور.
اساس روزنامهنگاري – چه از بعد كمي و تجربي و چه ساير ابعاد كيفي آن ـ نحوه و روش بهكارگيري سيستماتيك وسايل ارتباط جمعي است، با هدف هدايت جريانهاي سيال اطلاعات و با رويكرد حفظ نظم در درون ساختار كلان و جلوگيري از انتقال بينظمي (entropy) از بيرون ساختار. منظورم از حفظ نظم در درون ساختار و مقابله با بينظميهاي تهديدكننده خارج از ساختار، نگرش مبتني بر بستر تحليلي نظريه سيستمي اطلاعات يا Informationtheory system با تأكيد بر نظريه تعادل يا Balance theory است.
اگر روزنامهنگاري را با رويكرد سيستمي بررسي كنيم، اجزاي سيستم (Sub system) بايد هماهنگ با هم عمل كنند، يا حداقل يك نوع رابطه شبكهاي منظم با هم داشته باشند (Social Networking)؛ چيزي شبيه چرخدندههاي يك ساختار مكانيكي مانند ساعت؛ اگرچه مقدار و جهت حركت يك چرخ در ساختار فوق ممكن است با ساير اجزا همسو نباشد ولي هماهنگ است و در مجموع بين دو عضو يا مجموع اعضا و اجزا، تزاحم و تخريبي صورت نميگيرد. ساختار رسانهاي حاكم بر ژورناليسم كشورهاي توسعهيافته و برخي كشورهاي درحال توسعه نظير هند اينچنين است.
در آمريكاي شمالي – بهعنوان بزرگترين كشور توليدكننده و توزيعكننده اطلاعات كه از ساختاري هماهنگ و يكپارچه بهره ميبرد– شاهديم كه بازار نقدهاي كنترلشده و مخالفخوانيهاي روشنفكرپسندانه رواج دارد.
ستوننويسان، مديران رسانهها و صاحبان رسانه بهخوبي از نياز مخاطبان و گرايش و تمايلات سياسي آنها باخبرند و بر واقعيت جاري سياسي و اجتماعي كشور آگاهي دارند. زنجيرههاي توزيع اطلاعات كاملا شفاف و روشن است و به قول معروف هر سخن براي خودش جايي و مكاني دارد. اينطور نيست كه يك موضوع خطير و حياتي و هشداردهنده در نشريات عامهپسند يا روزنامههاي زرد چاپ شود و تنشآفريني كند. كارگروه يا TeamWork وجود دارد. بنابراين به همين دليل است كه تندترين انتقادها هيچگاه جنبه تخريبي پيدا نميكند و از سوي مسئولان، مهر براندازي نميخورد. باتوجه به اينكه ساختار سرمايهداري بسيار خشك و بيرحم عمل ميكند و بهجاي انعطاف و گذشت، پول حرف اول و آخر را ميزند، ميبينيم كه درگيريهاي منجر به شكايت و تنشهاي مطبوعاتي، كمتر مجال بروز و ظهور پيدا ميكند. دليل اين همكاري مسالمتآميز در عرصه ساختار سرمايهداري، وجود نظارت سازمانهاي بالغ (Mature organization) بر حيطه مطبوعات است.
حالا كه صحبت از سازمانهاي بالغ به ميان آمد، بد نيست كه قدري در اين باره توضيح بدهم. سازمانها را از نظر ميزان انعطاف و بهرهوري در 7 لايه متفاوت تعريف ميكنند؛ لايه اول (پايينترين لايه) اختيار اعضا در حداقل ممكن و تبعيت از مافوق در بالاترين حد. به تعبيري نوعي رابطه پادگاني از بالا به پايين، حاكميت دارد. انسان و عقل در اين ساختار، نقشي مكانيكي دارد؛ اراده انساني در مقابل «بفرموده»ها عاجز و ناتوان است. هدف اصلي در اين ساختار، نه بهرهوري بلكه آمادگي براي لحظههاي احتمالي آينده است؛ مثل تفنگي پر و آماده شليك كه فقط به صاحب آن قوتقلب ميدهد اما اين تشفي خاطر لزوما با توفيق در عرصه واقعي رويارويي، قرين نخواهد بود؛ چراكه نه پشتوانه عقل جمعي دارد و نه مردانه و مردمدوست است. بهقول مولوي:
چون كه مردي نيست خنجرها چه سود
چون نداري دل ندارد سود خود
كافي است كه هدف، استراتژي و روش به اندازه كافي براي اعضا روشن شود تا سازمان هماهنگ و يكپارچه به سوي اهداف از پيش تعيينشده گام بردارد. ساختارهاي مؤثر و كلان نظير آيبيام از اين جملهاند.
يكي از معدود دستاوردهاي اين شركت كه بهصورت كامپيوترهاي شخصي عرضه شده، چنين تحول شگرفي را در زندگي مردم و تجارت جهاني باعث شده است.
از نظر ارزشگذاري، شايد به لايه اول كمترين و به لايه هفتم بالاترين امتياز را بدهيد اما بنا به تحقيقات انجام شده، لايه موسوم به «لايه دوم» مخربترين لايه است؛ اين لايه از نظر ميزان بهرهوري از لايه اول كه ديكتاتوري محض است، بدتر عمل ميكند.
در لايه دوم، مقامات مافوق پس از كسب و جلب نظر و مشاوره با اعضاي سازمان، در نهايت بدون اعمال نظر مشورتدهندگان، رأي متضاد صادر ميكنند. به عبارت ديگر، برخلاف لايهاول كه فقط به «به فسادكشاندن جسم و فيزيك اعضاي سازمان» بسنده ميكرد، لايه دوم انديشه و شخصيت افراد را نيز به تباهي ميكشاند.
شاهد مثال آوردن از غرب و آمريكا، نه به قصد تقديس و تكريم اين ساختار در حال افول است بلكه غرض، نقل و ذكر تجربيات بشري در عرصه روزنامهنگاري است كه در غرب زودتر از ما به وقوع پيوسته و اگر درست تحليل و بررسي شود، ميتواند پس از اصلاحات لازم، به كارمان آيد. جهان غرب هم روزگاري درگير ساختارهاي لايه اوليه و پادگاني و همچنين لايه دوم بود اما توقف آنها در اين لايه دوم در سالهاي 60– 1740 به پايان رسيد.
زماني نويسندگان و منتقدان بزرگي همچون دانيل دفو به جرم انتقاد از شاهزادگان به زندان ميرفتند اما خيلي زود، نگاه تيز و قدرت قلم آنان از سوي عقلاي حاكميت آن زمان كشف و به خوبي به كار گرفته شد. نتيجه اين اقدام بجا، 2 دهه فعاليت بسيار ارزشمند دانيل دفو در قالب توليد و عرضه نشريه دولتي spectator شد. با اين توصيف، روزنامهنگاري را اگر معادل ژورناليسم غربي بگيريم، به تعريف خاص اين حوزه در غرب ميرسيم و اگر به حرفهاي كه در حوزه يوميههاي خبري و ساير ادواريهاي كاغذي در كشور خودمان در جريان است اشاره كنيم، به تعريف ديگر خواهيم رسيد.
روزنامهنگاري غربي شامل اكثر عرصههاي اطلاعرساني اعم از خبرنامهها (New Papers)، ادواريهاي چاپي و همچنين غيرچاپي نظير راديو و تلويزيون داخلي و ماوراي بحار (News Breaking channel) نظير بيبيسي و سيانان ميشود.
امروزه، گردآوري، تحليل و توليد اطلاعات در محيطهاي شبكهاي بينالمللي نيز در رديف مشاغل روزنامهنگاري قرار ميگيرند. اما در كشور ما، اين شغل و حرفه، فناوري اطلاعات (خبري) در حيطه ادواريها تقليل يافته است.
به عبارت ديگر، از بعد لغتشناسي، اگر واژه ژورناليسم را از فارسي به انگليسي برگردانيم، بردارهاي معنايي آن فزوني ميگيرد (Gain) و در برگردان انگليسي به فارسي، تقليل مييابد (Loss).
يكي از بردارهاي معنايي مهم ژورناليسم كه رد پايي از آن در تاريخ مطبوعات ايران ديده نشده، توليد، عرضه و فعال كردن شبكههاي اجتماعي (social Networking) است.
به طور نمونه، شبكه اجتماعياي نظير washington Post corporation، علاوه بر گرههاي اصلي اقتصادي (Captal Node)، ارتباط شبكهاي (tie) با ساير گرههاي سياسي اجتماعي و فرهنگي دارد. اين گرهها در قالب انواع شبكههاي پخش مركزي تلويزيوني، FM راديويي و هفتهنامههاي پرتيراژ و روزنامه خبري واشنگتن پست، اهداف از پيش تعيينشده صاحبان رسانه (Media Owners) را پي ميگيرند.
شبــكههاي اجتــماعي بزرگ نـظـيـر واشنگتنپست و نظاير آن، در 4 گروه عمده شامل گردآوري، تحليل، توليد و توزيع اطلاعات، به صورت درهم تنيده و منسجم عمل ميكنند (integrated Networking). از 4 حوزه عملياتي فوق، فقط نقطه تماس اطلاعاتي با جامعه (توزيع اطلاعات) آشكارا عمل ميكند و مابقي اين ساختار ترجيح ميدهند پنهان باقي بمانند؛ بهخصوص در گرههاي تحليلگر و مرتبط با محافل دانشگاهي و نهادهاي بينالمللي كه تظاهر به بيطرفي سياسي و علمي، شرط ايجاد ارتباط است. گروههاي تحليلگر در 2 گروه متفاوت قرار ميگيرند؛ گروهي كه در سازمان رسانهها و زير نظر مديران رسانه به كار مشغولند. حاصل كار اين گروه، در كار گروهي مشخص، توليد شده و در نشريات تخصصي عرضه ميشود. محصول ديگر اين گروه، مطالب به ظاهر تخصصي و منتقدانه است كه طيف عوام و راديكال را تغذيه ميكند.
متاسفانه اين محصول آخر در بين بخشي از جامعه روشنفكري ما، شيرين به مذاق مينشيند. گروه ديگر موسوم به خوديها (Insiders)، در اتاقهاي فكر (think tanks) و در خدمت صاحبان رسانه به كار گمارده شدهاند. ژورناليستهاي برجستهاي نظير الوين تافلر، ساموئل هانتينگتون و فوكوياما و حتي نوام چامسكي از جمله تحليلگران گروه دوم محسوب ميشوند.
ساخت و هدايت افكار عمومي به سمت شرايط مطلوب، هدف اصلي شبكههاي متحد اجتماعي است؛ به گونهاي كه مزاحمي بين شبكههاي اجتماعي مردمي (توده ساختدار) و شبكه سازمان يافته و تعريفشده توسط صاحبان سرمايه – كه اكنون صاحب انحصاري رسانه شدهاند – شكل نگيرد.
روزنامهنگاري مدرن جايي براي بروز و ظهور تواناييهاي توده ساختدار در عرصه تشكلهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، طبيعي و علمي باقي نگذاشته است. از توده ساختدار در جوامع غربي و متاسفانه در جوامع غربزده، «سوپ الفبا»يي به جاي مانده كه هرروز و هرساعت توسط مستخدمين يقه آبي يا يقه سفيدان شبكهساز به هم زده ميشود تا پيوندي، شكلي و انگارهاي به صورت طبيعي و انساني منعقد نشود.
B.F.Skinner اين وضعيت را در كتاب «روانشناسان درباره روانشناسي» چنين شرح ميدهد:
«دوستي از چين برگشته بود و به من گفت تو آنجا را دوست خواهي داشت زيرا در چين همه تحت كنترل هستند. به او گفتم، به نظر تو در اينجا (آمريكا) جريان از چه قرار است؟ مردم آمريكا دقيقا به اندازه مردم چين زير كنترل هستند اما كنترل در آمريكا به اندازه كنترل در چين آشكار نيست.»
نكته همين است. ما در آمريكا 100درصد زير كنترل هستيم.
اسكينر، مبلغ و تئوريسين «كنترل مثبت» و هدايت توده ساختدار به سمت جامعه مطلوب، ترجيح ميدهد تقويت كنندها (Reimforcements)ي مثبت را بر «بردههاي شاد» اعمال ميكند و حتيالامكان به «بردههاي آگاه» بفهماند كه آرمانهاي موهوم و مزاحم فردي يا گروهي در قبال منافع كلان نظام، قابل چشمپوشي است. (والدن 2)
در آرمانشهر اسيكنر (آمريكا)، آگاهي (knowledge) فردي و گروهي در برابر آگاهي سازمان يافته و كلان (Imtelligentsia) رنگ ميبازد و زماني كه ضرورت ايجاب كند، بزرگاني چون فوكوياما و هانتينگتون و 58 تن ديگر از اعضاي برجسته شبكه اجتماعي ژورناليسم آمريكايي، حاضرند آگاهي و اشتهار خود را در مسلخ منافع احتمالي حمله آمريكا به افغانستان، عراق و ايران قرباني كنند و جنگ صليبي رئيس جمهور بوش را مهر تأييد بزنند.
پشتگرمي مقامات آمريكايي به ژورناليسم مقتدر اين كشور به حدي است كه اخيرا جورجبوش، در اقدامي عجولانه، علت آتشسوزي كاليفرنيا را به احمدينژاد – رئيسجمهور ايران – نسبت داد و اميدوار بود تا اين موضعگيري همچون يازدهم سپتامبر توسط نيروهاي ژورنايسم پشتيباني و تقويت شود اما به واسطه تقليل بيسابقه محبوبيت رئيسجمهور آمريكا، موضوع پس از پوشش مختصر از جريان اخبار خارج شد. آنچه امروز به عنوان ژورناليسم در آمريكا در جريان است، كنش سازمان يافته عقل محوري است با هدف رشد و شكوفايي «انسان از برون هدايت شده»؛ به قول ماكس وبر «انسان عقلايي اقتصادي» و نه انسان «خودياب» و از درون هدايت شده. در چنين ساختاري، تمام احزاب و گروهها و به دنبال آنها تمام مردم، در بعد رشد و شكوفايي اقتصادي (our Intrests) متحد و متفقاند. نظام رسمي و دولتي - هر چند مقدس و درخور احترام – حضوري بسيار كمرنگ دارد.
اطلاعرساني دولتي در درون مرزهاي آمريكاي شمالي محدود به تنها شبكه راديويي National Public Raidio) fNPR) ميشود و خدمات تلويزيوني دولتي – كه زيرمجموعهاي از وزارت خارجه آمريكاست– اجازه پخش درونمرزي ندارد و هيچيك از شهروندان نيز مجاز به دريافت مستقيم و ماهوارهاي شبكههاي تلويزيوني دولتي نيستند؛ مگر در مواردي خاص و محدود و مشروط به كسب مجوز از اداره جريان آزاد اطلاعات (Free Flow of information).
شبكههاي دولتي برونمرزي عبارتند از: Voice of America)VOA) كه پروژه جريان آزاد اطلاعات در سطح بينالمللي را پوشش ميدهد و شبكه C-Spanكه جلسات كميسيونهاي مجلسين آمريكا را جهت اطلاع دفاتر آمريكا در خارج از كشور پخش ميكند.برنامههاي شبكه خبري جهاني سيانان و اروپايي بيبيسي نيز در آمريكا قابل دريافت نيست.
محدوديتهاي حاكم بر اطلاعرساني دولتي در آمريكا و قدرت بلامنازع رسانه غيردولتي از نظر تاثيرگذاري بر تصميمات دولتي و مواضع رئيسجمهور (CNN efect) نشان ميدهد كه مستقلبودن رسانه و روزنامه هميشه مترادف با نقد ساختار رسمي و دولتي (در كشورهاي درحال توسعه) يا نقد ساختار غيررسمي قدرت (آمريكا) نيست بلكه استقلال و پرهيز از شركت در سياستهاي عوامفريبانه است؛ خواه عوامفريبي با روش گسل اطلاعات غيرضروري (Disinformation) سبك آمريكايي باشد يا تبليغات دولتي به سبك تزريق اطلاعات غلط (Mis information) در بستر انحصار دولتي؛ چراكه در هر دو حال مردم وجهالمصالحه منافع دولتي يا حزبي و ساختاري قرار ميگيرند. بشر، در عصر اطلاعات و در آستانه مسموميت اطلاعاتي (Information overdose) نه به انواع اطلاعات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و طبيعي متلون و متبلور بلكه بيش از هر چيز و پيش از هر چيز به آگاهي و توان تحليل اطلاعات نيازمند است و اين فهم ميسر نميشود مگر در بستر صبر و بردباري و خويشتنداري و پرهيز از منافع آني گروهي روزنامهنگاران و صاحبان رسانه.
روزنامه نگاري و اخلاق
همشهری آنلاین ر ترجمه محسن ايماني:
اين نكته مهم است كه يك گروه (هر گروهي كه باشد، به ويژه گروهي كه مسئوليتهايش به اندازه مسئوليتهاي روزنامهنگاران مهم است) مسئله اخلاق را براي خود مطرح كند و بكوشد فلسفه وجودي (deontologie) خود را تبيين كند.
البته اين نقش بر عهده جامعهشناس گذاشته شده است؛ جامعهشناسي كه با ورود به بحث اخلاق گاه خود را به مثابه دشمن لذتها جلوه ميدهد. بايد خاطرنشان كنم كه اخلاق بيريشهاي كه اساسش اعمال حقيقي نباشد، تنها به اين كار ميآيد كه فردا از آن براي خودتوجيهي – اگر نگوييم خودفريبي– استفاده كند. اغلب، اخلاق اين اثر را دارد كه به يك گروه اجازه ميدهد يك وجدان خوب براي خود تعريف كند و بكوشد چهره خوبي از خود ارائه دهد. به همين دليل است كه بايد درباره انحراف از مسائلي كه چندان به وجدان و اراده وابسته نيستند ولي حل آنها منوط به اثربخشي مكانيسمهاي اجتماعي است، هشدار داد. وجدان و اراده، 2 پيشفرض همه مكاتب اخلاقي است.
نقش علوم اجتماعي، يادآوري وجود اين مكانيسمهاست؛ نه براي نااميد كردن وجدانها و ارادهها بلكه برعكس براي اينكه به وجدانها و ارادهها آزادي بيشتري نسبت به آزادي اين مكانيسمها داده شود. هر حرفهاي يك جهانبيني حرفهاي و يك ظاهر كم و بيش آرماني و نمادين توليد ميكند. در مورد گروه روزنامهنگاران هم به همين ترتيب است. به اعتقاد من، حرفه جامعهشناس، كمك كردن - تا حد توان - به اين كار است. با اين وصف، هميشه اينطور نيست كه افرادي كه خود را جامعهشناس مينامند، از حرفه خود آگاهي داشته باشند. هستند جامعهشناساني كه به علت اشتغال به كار روزنامهنگاري، تصويري را كه خود دوست دارند داشته باشند، به روزنامهنگاران نسبت ميدهند. البته اين تصوير اندكي اصلاح شده و حال و هواي عالمانهاي گرفته است. جامعهشناسي، آنطور كه من استنباط كرده و در محيط دانشگاهي به كار ميبرم – كه البته به مزاج برخي ناخوشايند است – بايد به جاي اكتفا كردن به ثبت گفتمانهاي گروهها درباره اعمالشان و دادن تأييديه علمي به آنها، اين گفتمانها را در معرض نقد ذهني قرار دهد. يكي از نخستين تلاشها ميتواند تحليل گفتمانهاي روزنامهنگارها درباره خودشان و نيز تحليل گفتمانهاي برخي جامعهشناسان درباره روزنامهنگاران باشد.
اين ترديد فلسفي – اگر نگوييم شك عميق– در باب ابراز عقايد اخلاقي، بدين معني نيست كه هيچ چيز ممكن نيست ولي اين مهم است كه بر اساس آموزه قديمي رواقيگري، بين آنچه به ما وابسته است و آنچه به ما وابسته نيست، تمايز قائل شويم؛ بدين منظور كه به افراد، مسئوليتهاي خارج از حد محول نشود. به جاي صحبت از اخلاق و يادآوري آن به وجدانها و ارادهها، ميتوان از گروه خواست كه شرايطي را مهيا كند كه در آن، به اعضا فرصت داده شود رفتاري اخلاقمدار داشته باشند.
در اينجا براي توجيه اين تغيير زبان و چشمانداز، به ماكياول رجوع ميكنم كه ميگفت جمهوري، رژيمي است كه در آن فضيلت به نفع شهروندان است زيرا در چنين رژيمي، فضيلت شانس بيشتري دارد كه از آن قدرداني شود. در تكميل و تصحيح سخن ماكياول، بايد به ارسطو اشاره كرد كه ميگويد: «فضيلت، نياز به يك آرامش خاص دارد».
خلاصه اينكه بايد به شرايط اجتماعي (و اقتصادي) مثبت و منفي، و عمل به اخلاق توجه داشته باشيم و اگر واقعا طالب رفتارهاي اخلاقي دلخواه هستيم، بايد به موعظه و نصيحت اكتفا نكنيم و همت گماريم كه شرايط اقتصادي و اجتماعي خاصي به وجود آيد كه در آن موعظه اخلاقي اثربخش باشد. بايد تلاش كنيم كه در بطن نظم عمومي، شرايط امكان يك فضيلت مدني را ايجاد كنيم. براي اين كار، روزنامهنگاري يكي از بهترين گزينههاست؛ زيرا روزنامهنگاري در مقوله خدمات عمومي ميگنجد. تنها پرسش اين است كه بدانيم چه كنيم تا روزنامهنگارها – چه به استقبال فضيلت بروند يا خير – سودي در توجه به فضيلت در حرفه خود داشته باشند و خدمات عمومياي را كه خود ارائه ميدهند، به مثابه يك خدمت واقعي به خلق بپندارند به جاي اينكه خدمت خود (روزنامهنگاري) را تا حد پيروي ساده از عامه، بازار و قانون تقليل دهند. ميتوان به سمت فرمولي رفت كه به عمل نزديكتر است؛ چطور ميتوان به تقويت قواعد مولدي كه ما را به سوي فضيلت سوق ميدهند، پرداخت و قواعد منحرف و بيفضليتي را – كه ما را به سمت اشتباه و خطا ميخوانند – تضعيف كرد؟ پيش از آنكه به بحث اصول عملي بپردازم، چند نكته تئوريك را يادآوري ميكنم كه براي متقاعد كردن مردم نسبت به اينكه ميتوان درباره روزنامهنگاري با زباني غير از زبان انتقاد و محاكمه صحبت كرد، ضروري به نظر ميرسند. روزنامهنگارها، بسيار زودرنج و حساساند و تحليل را نسبتا بهسختي تحمل ميكنند (يقينا به اين دليل كه محفل روزنامهنگارها، محفلي است كه همزمان قوي، شكننده، ضعيف و مورد تهديد است). هيچ محفلي وجود ندارد كه دوست داشته باشد زير ذرهبين باشد.
به جامعهشناس نگاه بدي ميشود؛ زيرا چيزهايي ميگويد كه افراد نميخواهند بدانند (و نه فقط چيزهايي كه دانستن آنها به دليل محرمانه و مخفي بودنشان دشوار است؛ مانند آنچه روزنامهنگاران خوب انجام ميدهند).
به همين دليل است كه من اين واهمه را دارم كه كتابم درست درك نشود. جهان روزنامهنگاري، چيزي است كه من آن را يك ميدان نسبتا مستقل مينامم؛ يعني يك عرصه بازي كه در آن افراد مطابق قواعد خاصي- يا دقيقتر بگويم قانونمنديهاي ويژهاي- نقش ايفا ميكنند. البته قانونمنديهاي ويژه بيشتر به عرصه بازي عملي مربوط ميشود كه در آن افراد سعي دارند خود را برتر و پيشرو نشان دهند. اگر روزنامهنگار و فيزيكدان ـ كه در ظاهر كاملا از هم متفاوتاند ـ در اين نقطه اشتراك دارند كه بايد اول باشند (در اعلام يك خبر يا يك كشف جديد)، در عرصه علمي، نظارت بر ابزاري كه ميتوانند به پيروزي كمك كنند، سختگيرانه است. عرصه علم خيلي بهتر محافظت ميشود و بنابراين خيلي بهتر در برابر خطا و اشتباه مقاومت ميكند. بازي روزنامهنگاري، منطق خاص خود را دارد كه باعث ميشود ما اعمال يك روزنامهنگار را زماني كاملا درك كنيم كه كارهاي او را در يك فضاي روزنامهنگاري ـ يعني كليه روابطي كه وي را به ديگر روزنامهنگاران متصل ميكند ـ قرار دهيم. ميتوان يك نمونه از اين اثرات را زماني مشاهده كرد كه يكي از اجزاي رسانهها ـ كه وزنهاي محسوب ميشود ـ به موضوعي بپردازد كه در اين صورت ساير اجزا نيز مجبورند از آن موضوع حرف بزنند.
يك نمونه از اين اثرات را همچنين ميتوان در اين امر مشاهده كرد كه ساختار عرصه روزنامهنگاري با ورود تلويزيون عميقا تغيير كرده است. اثرات اين تغيير را حتي ميتوان در مستقلترين حوزههاي اين عرصه (مثل روزنامه لوموند) احساس كرد.
يكي از مهمترين ويژگيهاي بارز روزنامهنگاري، استقلال كمرنگ آن است (در مقايسه با عرصه علمي)؛ بدين مفهوم كه روزنامهنگاري قويا از نيروهاي خارجي پيروي ميكند. براي مثال اين نيروها توسط منبع خبر، سياست و... اعمال ميشوند.
ساختار عرصه روزنامهنگاري مانند اكثر عرصههاي توليد فرهنگي (براي مثال عرصه هنري از زمان انقلاب امپرسيونيستي) حول تضاد بين «ناب» و «تجاري» شكل گرفته است.
با ظهور تلويزيون، استقلال روزنامه و روزنامهنگاران كمتر شد و تلويزيون تا جايي پيش رفت كه دستور كار روزنامهها را نيز تعيين ميكرد. اختصاص فضاي زياد به تلويزيون و برنامههايش در روزنامهها قابل تامل است.
با مجهز شدن به اين تحليل، ميتوان با تلاش در راه تقويت نيروهاي بافضيلت، ميل جمعي به فضيلت را افزايش داد. منظور از نيروهاي بافضيلت، مكانيسمهايي هستند كه احترام به قواعد بنيادين بازي را ـ به منظور تقويت جنبه خاص بودن و اثربخشي اين قواعد از طريق تقويت استقلال اين عرصه روزنامهنگاري ـ مشخصا در ارتباط با تلويزيون تحميل ميكنند.
ناگفته پيداست كه همه روزنامهنگاران از اين تقويت استقلال بهرهاي نميبرند. همهچيز حاكي از آن است كه ميل به حركت در جهت تقويت استقلال از قدرتهاي خارجي به ميزان استقلال روزنامهنگاران مختلف بستگي دارد.
به طور كلي، جهان روزنامهنگاري استقلال نسبتا كمي دارد و هر فعاليتي براي ايجاد شرايط مساعد فضيلت در درون منطق داخلي محفل، تكيهگاههاي كمي پيدا خواهد كرد؛ سانسورهاي خارجي (با درجات مختلف براساس موقعيت آنها) از سانسورهاي داخلي بسيار قويترند كه به واسطه احترام به قواعد و ارزشهاي استقلال، تحميل ميشوند. سانسورهاي خارجي به راحتي به تهديد تبديل ميشود و به عدم امنيت شغلي ارتباط دارد كه روزنامهنگاران جوان را در برابر 2 انتخاب قرار ميدهد؛ كناررفتن سريع از عرصه يا آمادهشدن براي پذيرش ضربات. روزنامهنگار يا ميپذيرد كه از بايدها و نبايدهاي روزنامهنگاري عدول كند و ضربهپذير شود يا اينكه سر تعظيم فرود ميآورد.
براي اينكه وزن سانسورهاي داخلي نسبت به سانسورهاي بيروني تقويت شود، روزنامهنگاران بايد نسبت به ايجاد يك نهاد موثر كه قضاوت منتقدانه داشته و قادر باشد مشروعيت خاص خود را مطرح كند، اهتمام ورزند.
بايد يك نهاد رسيدگي به ورود افراد به اين حرفه طراحي شود؛ نهادي كه قادر باشد اين عرصه را در برابر ورود افرادي كه قواعد بازي را قبول ندارند، حفظ كند. اين كافي نيست كه روزنامهنگاران را وادار به اداي سوگند كنيم، بلكه لازم است آنها خودشان آمادگي رعايت موثر قواعد را داشته باشند. مستقلترين عرصهها – مانند عرصه رياضيدانان – كمتر توسط نهادهايي از نوع «نظم حرفهاي» هدايت ميشوند. آنچه موجب تعجب ميشود تمايل محافل روزنامهنگاري است به ايجاد رسواييهاي خاص و اعمالي كه نقض آشكار قواعد رسمي اين شغلاند. بايد عملكردهاي اجتماعي اينگونه از «قانون محفل» را كه مانع از حمله به رقبا ميشود تحليل كرد. بنا به دلايلي – كه من به خوبي متوجه نميشوم – عرصه روزنامهنگاري نقد دوطرفه را رد ميكند. اين نقد در عرصههاي ديگر توليد فرهنگي به كار ميرود و اصولا همه پيشرفتهاي علم، هنر و ادبيات بر آن متكي است. روزنامهها يك پنجاهم اطلاعاتي را كه درباره رقباي خود دارند، چاپ نميكنند و بسيار نادر است كه محفل روزنامهنگاري بحثهايي را ايجاد كند كه به نظر من، موجب افزايش استقلال بشوند. شايد از دل چنين بحث و جدلهايي يك وجودشناسي عملي واقعي بيرون بيايد. گاهي پيش ميآيد كه يك روزنامه مطلبي را بگويد كه بسياري از روزنامهنگاران ميدانند ولي در موقعيتي نيستند كه آنرا افشا كنند.
بنابراين نميتوان انتظار تقويت پايدار اخلاق روزنامهنگاري را داشت. البته اينطور نيست كه اين موضوع فقط درمورد روزنامهنگارها صدق كند. هنرمندان، نويسندگان و دانشمندان و حتي سياسيون و نيز همه شهروندان، از تقويت شرايط اجتماعي فضيلت روزنامهنگاري منتفع هستند. باتوجه به اهميت بالاي روزنامهنگاري در همه عرصههاي تخصصي (حقوق، امر قضا، پزشكي و فرهنگ)، عرصه روزنامهنگاري اين امكان را دارد كه همه چيزهايي را كه از خارج به آن تحميل ميشوند، به همه عرصهها تحميل كند.براي مثال، من به نقد ميانديشم كه استقلالش يكي از شرايط اصلي استقلال جهان توليد فرهنگي است (ادبيات، هنر، علم و غيره). فقط يك آگاهي عميق نسبت به مكانيسمهاي اين استقلال است كه عرصه روزنامهنگاري را به سوي گذر از محدوديتها – بدون درهمشكستن اخلاق- سوق ميدهد. علم جامعهشناسي بدون اينكه بخواهد گروههاي اجتماعي را در زمينه جبري محصور كند، ابزاري را ارائه ميدهد كه به ما كمك ميكنند تا حدي از اين زمينه جبري خلاص شويم. به عبارت ديگر، جامعهشناسي به دور از نااميدكردن روزنامهنگارها – زيرا آگاهي را ارتقا ميدهد - شانس رها شدن از محدوديتها را بالا ميبرد. حال اين بر عهده روزنامهنگار است كه بايد طوري از محدوديتها بيرون بيايد كه متهم به زيرپاگذاشتن اخلاق نشود
آيا وبلاگ مي تواند منبع خبر و مرجع روزنامه نگاران براي تهيه گزارش و مقاله باشد. در اين مورد به تحقيقي برخوردم كه بد نيست شما هم سر بزنید..
بخشي از سوالات و نتايج كه در جولاي ۲۰۰۷ توسط Fusion PR در آمريكا انجام شد به اين قرارند.رسانه هاي تعاملي و اجتماعي چه تاثيري بر استانداردهاي روزنامه نگاري و روزنامه نگاري در عمل دارند؟چگونه اين فن آوريها بر نوشتن گزارشهاي خبري و ستون ها تاثير گذاشته است؟وبلاگها و ديگر رسانه هاي جديد چه كمكهايي به كار حرفه اي آنها مي كنند؟ايا آنها از وبلاگها به عنوان منبع استفاده مي كنند؟
حدود ۱۲ درصد يعني ۱۱۰۰ نفر از ۹۳۰۰ نفر از روزنامه نگاران آمريكايي در سطوح مختلف (سردبير، دبير، گزارشگر، ستون نويس، گزارش گر ارشد و غيرو) پرسشنامه ۱۷ سوالي اين تحقيق را پر كردند.گوشه اي از نتايج اين تحقيق تا آنجا كه به اين تحقيق مربوط مي شود به شرح زير است:۷۸ درصد وبلاگ مي خوانند.۴۹ درصد يك تا سه وبلاگ مي خوانند و چند با ر در هفته several times به وبلاگها سر مي زنند.۳۱ درصد بلاگرها را به عنوان يك منبع معتبر قبول دارند.۳۵ درصد خودشان وبلاگ دارند.۶۷ درصد در مقاله شان از وبلاگ نقل قول مي كنند. اغلب ترجيح مي دهند كه اطلاعات را از طريق اي ميل از شركتها و آژانس ها دريافت كنند.اغلب روزنامه نگاران براي تحقيقاتشان در نوشتن مقالات، وب سايتها را مهم ارزيابي مي كنند. استفاده از پادكست به اين منظور در رتبه پاييني قرار دارد. در اين خصوص، اكثرشان نسبت به وبلاگها بي طرف هستنداگرچه بلاگرها از سوي اكثريت روزنامه نگاران با احتياط محترم شمرده شدند اما نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه وبلاگها تا حد زيادي منابع معتبري براي مقاله نويسي شمرده مي شوند و از آنها در مقالات استفاده مي شود
